نوشته شده توسط : ali
کارتن خوابان یا بی خانمان های مطلق کسانی هستند که مطلقا هیچ محلی برای اقامت و هیچ سقفی جز آسمان و هیچ امیدی جز بسربردن زیر سقف مقوایی کارتن ندارند.
 کارتن خوابی پدیده ای شهری است. بی خانمان یا کارتن خواب به کسی می گویند که موقتا یا بطور دایم زندگی و حتی خوابیدن در محیط پرتنش و خشن خیابان و در جمع همنوایانی چون خود را آرامش بخش تر از خانه و یا خانواده ای که به آن تعلق داشته است می داند. یعنی حاضر است در خیابان و زیر سقف مقوایی که برای خود فراهم کرده بسر برد اما به خانه برنگردد.
 
مفهوم بی خانمانی به زندگی در انزوا و در حاشیه جامعه هم تعریف شده است. کسانی که معمولا برچسب خورده و از نظر اجتماعی و اقتصادی کنترل کمی بر زندگی خویش دارند. برخلاف آنچه اغلب می پندارند همیشه فقر مالی باعث کارتن خوابی یا بی خانمانی نمی گردد بلکه احساس ناامنی و طردشدگی از طرف خانواده می تواند دلیل بی خانمانی و کارتن خوابی و در صورت تداوم منجر به فقر و بزهکاری و دیگر آسیب های اجتماعی گردد.
 
بی خانمانی و کارتن خوابی به صورت نسبی و موقت و یا دایم و مطلق دیده می شود. کارتن خوابان یا بی خانمان های مطلق کسانی هستند که مطلقا هیچ محلی برای اقامت و هیچ سقفی جز آسمان و هیچ امیدی جز بسربردن زیر سقف مقوایی کارتن ندارند. این ها در شبانه روز در خیابان و در امکانی چون ایستگاه های اتوبوس و مترو یا ساختمان های مخروبه و زیر پل ها به سر می برند.
 
 
در بررسی علل و عوامل کارتن خوابی به دو مولفه عمده اشاره می شود. عوامل فردی و عوامل اجتماعی. عوامل فردی را عواملی مانند اعتیاد به مواد مخدر و الکل و فقر و ترس و ناامنی و نداشتن شبکه حمایتی خانوادگی برشمرده اند و عوامل اجتماعی را در وضعیت نامناسب اقتصادی و بیکاری و بهم ریختگی هنجارها و ارزش های اخلاقی و نبود و یاناکارآمدی نظام بیمه و تامین رفاه اجتماعی دیده اند. در کشور ما غلبه با نگاه یکجانبه گرایی است که به عوامل فردی کارتن خوابی بیش از عوامل ساختاری توجه و تاکید دارد. درست تر آنست که نگاه به پدیده کارتن خوابی نگاهی همه جانبه و جامع باشد.
 
اغلب پدیده کارتن خوابی را به مساله فردی محدود کرده و پدیده کارتن خوابی را به بیماری کارتن خوابی تقلیل می دهند. در چنین رویکردی به جای پرداختن به ریشه های فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی کارتن خوابان و یا اسکان آن ها در پناهگاه ها و گرمخانه ها تمرکز می شود.
 
تقلیل پدیده اجتماعی کارتن خوابی به بیماری فردی کارتن خوابی سبب غفلت از سایر وجوه به ویژه وجهفرهنگی این پدیده شوم می گردد. در بی خبری و یا نادیده انگاری وجوه فرهنگی کارتن خوابی و بی خانمانی جامعه ناباورانه شاهد گسترش کارتن خوابی و بی خانمانی به ویژه کارتن خوابی زنان می گردد. و گمان می برد با پدیده خلق الساعه ای مواجه شده است. در حالی که پدیده های اجتماعی هم پای علل اجتماعی تحت تاثیر الگوها و طرحواره های فرهنگی هستند و عین حال به علل زیستی و روانی هم توجه دارند اما نقش اصلی در شکل گیری پدیده را به آن ها نمی دهند. پدیده کارتن خوابی مانند پدیدار شدن تب در بیماری است. تب به خودی خود بیماری نیست بلکه بیانگر وجود ویروس و یا عفونت در بدن موجود زنده است.
 
به نظر می رسد پدیده کارن خوابی به حدی گسترش پیدا کرده که دیگر نمی توان چشم بر آن بست. علاوه بر این طی چند سال اخیر شاهد کاهش سن کارتن خواب ها و افزایش زنان کارتن خواب بوده ایم (موسوی چلک، 1393)
 
پدیده بی خانمانی و کارتن خوابی زنان در ایران پدیده نوظهوری است. بنابر گزارش های موجود بیش از 15 هزار نفر بی خانمان در شهر تهران حضور درند. 15 تا 20 درصد این افراد را زنان تشکیل می دهند (جهانگیری فر، 1393).
 
اخیرا معاون رییس جمهور در امور زنان و خانواده از وجود 5 هزار زن کارتن خواب در کشور خبر داده و گفته: «از میان 15 هزار کارتن خوابی که در این کشور وجود دارند، 5 هزار نفر زن هستند». به گفته معاون خدمات اجتماعی سازمان رفاه و مشارکت های اجتماعی، شهردار تهران آقای جهانگیری فر «میانگین سن زنان کارتن خواب شهر به 17 و 18 سال کاهش یافته است.»
 
 
رضا جهانگیری فرد گفته است: «زمانی در هشت سال گذشته عمده آمار زنان بی خانمان و کارتن خواب شهر تهران به زنان سالمند تعلق داشت اما این روزها شاهد حضور زنان جوان هستیم.». برای افزایش تعداد زنان کارتن خواب و کاهش سن زنان کارتن خواب دلایل متعددی همچون اعتیاد و طلاق و خشونت های جسمی و جنسی علیه زنان را ذکر کرده اند. به گفته مسئولین در گذشته زنان و دختران فراری و کارتن خواب، برای رهایی از آسیب ها و خطرات اجتماعی مجبور بودند از لباس و آرایش های مردانه استفاده کنند.
 
امروزه این روند تغییر کرده است. تعداد زنان کارتن خواب و تنزل میانگین سنی آن ها، آن قدر افزایش پیدا کرده که دیگر نیازی نمی بینند تا زن بودنشان را از جامعه مخفی کنند. پرسش هایی که اینجا صورتبندی می شوند مثل اینکه چه شده که زنان با برقراری خویشاوندی میان خانه و خیابان، خیابان را به عنوان خانه خود بر می گزینند؟ چه اتفاقی در فضای اجتماعی و فرهنگی ما رخ داده که زنان پروایی از ترک خانه و کارتن خواب شدن ندارند؟ و یا چه شده که زنان نیازی نمی بینند تا کارتن خوابی خود را از جامعه مخفی کنند؟
 
همان طور که پیش تر گفته شد پاسخ های متعددی به این پرسش ها داده شده است. بی خانمانی و کارتن خوابی زنان علل چندگانه و پیچیده پزشکی و روانپزشکی و اجتماعی و اقتصادی سیاسی و فرهنگی دارد از جمله سابقه آزار دیدن و تجاوز محارم در دوران کودکی، مشکلات ناشی از سوء مصرف مواد والدین و نداشتن اختیار و قدرت انتخاب در ازدواج ها و بیکاری و فقر گسترده و تن فروش اجباری برای تامین احتیاجات و مواد والدین به ویژه پدر یا همسر؛ خشونت ها خانگی مثل ضرب و شتم و تحقیر و بعضا بیماری روانی و عدم دسترسی آسان به خدمات مددکاری اجتماعی و رفاهی دارد.
 
 
مسلما خشونت های خانوادگی و تبعیض های اجتماعی علیه زنان در نقل و انتقال آن ها از خانه به خیابان بی تاثیر نیست. اما همه انواع این خشونت ها پیش از این هم وجود داشته، ولی چرا تا دودهه پیش زن ها ترجیح می دادند در آتش خشونت های خانگی در خانه بسوزند اما به خیابان رانده نشوند. اما امروزه ترجیح می دهند با خشونت ها و آسیب های اجتماعی در خیابان بسازند اما به خانه برنگردند؟
 
مسلما پاسخ به این پرسش نیاز به کار پژوهشی در ابعاد گوناگون فردی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی دارد. در اینجا با توجه به وجه فرهنگی درچارچوب نظریه قدرت پدرسالار سعی در دادن پاسخی به پرسش فوق می کنیم.
 
در طول تاریخ قدرت پدرسالار در چارچوب گفتمان حمایت، جنسیت زنانه را در قالب ناموس تبدیل به سوژه می کند. گفتمان پدرسالار در حمایت از بدن رام شده زن به منزله ناموس مرد؛ مسئولت تامین رفاه و امنیت همه جانبه زن (ناموس) را بر عهده مرد می گذارد و مرد به بهانه تامین امنیت ناموس اراده خود درخصوص حضور عینی و ذهنی زن در چارچوب خانه را اعمال می کند.
 
خانه ایمن ترین مکان و به مثابه گاو صندوقی برای حفظ و نگهداری ناموس مرد به شمار می رود. تا پیش از این که با پدیده کارتن خوابی زنان مواجه شویم؛ الگوهای فرهنگی، نقش های جنسیتی زنانه برآمده از گفتمان پدرسالار بر سازنده نقش های خانگی برای زنان بوده اند. اما کارتن خوابی زنان به عنوان یک پدیده نوظهور بیانگر این واقعیت است با هسته ای شدن خانواده ها در شهر و نحیف شدن شبکه های حمایتی فامیلی و خویشی؛ گفتمان پرقدرت و حمایتگر پدرسالار، هژمونی و انسجامش را از دست داده است.
 
 
بی پناهی زنان در برابر انواع خشونت های رایج در خانواده و کردارهای جنسیتی تبعیض آمیز علیه زنان در جامعه؛ درماندگی آموخته شده که توسط نظام آموزش و پرورش بر دختران و پسران جوان تحمیل می گردد و توانایی حل مسایل و امید به آینده روشن را از آنان سلب می کند؛ ناتوانی و استیصال پدر و مادر، زن و شوهر در حمایت از خانواده و از یکدیگر و بسیار دیگر از علل و عوامل سبب فروپاشیدن ارزش ها و ناکارآمدی هنجارهای معرف شناختی و کژکارکردی الگوهای فرهنگی نقش های جنسیتی زن و مرد شده اند. پذیرش کارتن خوابی زنان در واقع به مثابه پذیرش ناموس به عنوان چیزی فاقد ارزش پشت در خانه و در خیابان است.
 
پدیده کارتن خوابی زنان بیانگر وجود نوعی ناکارآمدی انباشته در نظام فرهنگی است که کم اهمیت انگاشته و نادیده گرفته شده اند. زمان کارتن خواب با برقراری رابطه خویشاوندی با خیابان و ساکنین نا «زن» خیابان ناخودآگاه در برابر قدرت تهی از معنای پدرسالار و کردارهای تبعیض آمیز جنسیتی او که فرادستی مردانه را بدون پذیرش مسئولیت های محوله می خواهد، گفتمان مقاومت منفی را شکل داده اند.
 
آن ها با فرار از خانه خود به واسطه رفتارهای خشونت آمیز و احساس ناایمنی گسترده در حقیقت ناکارآمدی گفتمان پدرسالار در تامین امنیت و رفاه خانواده و زن به عنوان ناموس و کانون خانواده را به چالش کشیده و به رخ جامعه خوابزده نمایانده اند. خیابان در اعمال خشونت بر کارتن خوابان تبعیض قایل نمی شود و زن و مرد کارتن خواب را به طور برابر در معرض انواع آسیب های اجتماعی قرار می دهد. زن و مرد کارتن خواب در فقدان حمایت های اجتماعی، و هنگام بروز بحران و استرس های ناشی از تهاجمات، و انزوای اجتماعی بدون توجه به عامل جنسیت از یکدیگر حمایت می کنند.
 
تحلیلی بر کارتن خوابی زنان در ایران
 
برابری و حمایت حداقلی که خانواده به زن نداده را زن کارتن خواب از خیابان اخذ می کند.و به این ترتیب زنان کارتن خواب از موضع زنانه و با بدن زنانه گفتمانی زن محور شکل داده و به نحو دیگری توجه جامعه را به زنان جلب کرده اند. درواقع در متن و زمینه ای که جنس مونث به حاشیه رانده می شود و زنان اساس جز در رابطه با هنجارهای مردانه قادر به بازنمایی خود نیستند. زنان کارتن خواب هم چون زنان پلیس و زنان دستفروش و همه زنانی که با قدم گذاشتن در عرصه هایی که پیش از این کاملا مردانه تلقی می شدند؛ زنانگی به منزله حاشیه نشینی را به چالش کشیدند.
 
زنان کارتن خواب ناآگاهانه گفتمانی در برابر گفتمان مردانه حاکم شکل داده اند که در قابل سوژه شدن زن ها به مثابه ناموس مقاومت می کند. زنان کارتن خواب البته با بازتکرار اقتدار مردانه در خود به منظور بقا و حمایت در برابر مصایب خیابان و بی خانمانی تا محو زنانگی پیش رفته اند. آن ها تبدیل به بودن هایی فاقد تمایزیافتگی جنسی و جنسیتی شده اند. و این بی خود شدن و بی دیگری ماندن؛ بسیار دشوارتر از بی خانمان بودن و کارتن خواب شدن است.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 770
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 10 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
خیانت یکی از معضلات بزرگ زندگی های زناشویی این دوره و زمانه است. زنان و مردان باید در زندگی زناشویی شان هوشیار باشند و خیانت همسرشان را به سرعت با ترفندهایی تشخیص دهند.



خیلی از خانم‌ها از دروغگویی و پنهانکاری همسران‌شان گلایه می‌کنند. اگر پای درد دل کاربران سایت بنشینید برخی از آنها اعتقاد دارند مردان همه دروغگو و خیانتکار هستند مگر اینکه عکس آن ثابت شود. اما این موضوع تا چه حد صحت دارد؟ آیا آقایان بیشتر از خانم‌ها دروغ می‌گویند یا می‌توان گفت که جنس مرد بیشتر از جنس زن دروغگوست؟اصلا دلایل دروغگویی مردان در چیست؟
 
این سوالات را با دکتر فاطمه موسوی‌راد، روانشناس، در میان گذاشتیم و جواب‌های جالبی از او شنیدم.
 
وی می‌گوید: اینکه مردان بیشتر دروغ می‌گویند یا زنان، یک مساله ثابت شده نیست. یعنی تحقیقات علمی انجام نشده که ثابت کند میزان دروغگویی در کدام جنسیت بیشتر است اما چه دلیلی باعث می‌شود که خانم‌ها چنین صفتی را به همسران‌شان و در کل مردان نسبت دهند؟ باید توجه داشته باشید که شما وقتی متوجه دروغگویی کسی می‌شوید، می‌توانید او را دروغگو خطاب کنید و تا زمانی که پی به دروغ کسی نبرید آن شخص برای شما یک فرد صادق است. نکته همین جاست!
 
یکسری مسائل باعث می‌شود دروغگویی آقایان عیان‌تر باشد و به قولی دست‌شان بیشتر رو شود و شاید به همین علت بعضی از خانم‌ها این طور قضاوت می‌کنند که مردان دروغگوتر هستند یا به طور کلی بیشتر به همسران‌شان دروغ می‌گویند. در عوض خانم‌ها به خاطر مهارت‌های کلامی که دارند سخن‌شان تاثیر بیشتری دارد و قابل باورتر است. آنها با استفاده از همین مهارت‌های کلامی و توجه به جزییات که از خصایص زنان است، می‌توانند صحبت‌شان را به خوبی القا کنند. از طرفی مردان چون مهارت کلامی خوبی ندارند و به جزییات هم توجه ندارند، اگر دروغی بگویند خیلی زود لو می‌روند.
 
به دلیل همین ویژگی است که اگر مردی بخواهد خیانت کند همسرش خیلی زود متوجه این امر می‌شود. مردان نمی‌توانند از مهارت‌های کلامی به خوبی استفاده کنند و از طرفی دقت کافی به جزییات ندارند و به همین دلیل مشت‌شان خیلی زود توسط همسرانشان باز می‌شود. اما اگر متقابلا زنی قصد خیانت به همسرش را داشته باشد، او یا خیلی دیر متوجه این موضوع می‌شود یا احتمال دارد که هرگز به این موضوع پی نبرد. چون زنان هم در کلام اقناع کننده هستند و هم جزییات را خوب می‌بینند. به دلیل همین ویژگی است که مردان کنترل‌گری بیشتری را نسبت به همسرانشان اعمال می‌کنند. اگر زنان بخواهند موضوعی را از همسرانشان پنهان کنند، می‌توانند خیلی استادانه این کار را انجام دهند و شاید همسرشان هرگز متوجه آن نشوند. مهارت‌های کلامی به زنان اجازه می‌دهد که وقتی می‌خواهند مساله‌ای را القا کنند، با سفسطه و راه‌های مختلفی که به کار می‌برند، موفق باشند.
 
البته همیشه موارد استثنایی نیز وجود دارد و ممکن است خانمی بگوید که همسرش بسیار هم زیرک و سفسطه باز است. در حقیقت برخی از مردان ممکن است به خاطر تحصیلات، تجربه یا شغل‌شان با مهارت‌های کلامی آشنا باشند اما در اغلب موارد این هنر خانم‌هاست!
 
علاوه بر این، همان‌طور که اشاره شد، زنان بیشتر از مردان به جزییات توجه دارند. اما برخی از خانم‌ها زیادی به این جزییات اهمیت می‌دهند و آنها را در زندگی خیلی بزرگ و پررنگ می‌بینند. اینجاست که این خصیصه باعث اختلاف میان زوج‌ها می‌شود. به عنوان نمونه شرایطی را تصور کنید که آقا ساعت 7 عصر به خانه برسد! او هر روز ساعت 5:30 از محل کارش خارج می‌شود و ساعت 6 به خانه می‌رسد اما امروز با یک ساعت تاخیر به خانه می‌رسد و با این سوال همسرش مواجه می‌شود که این یک ساعت را کجا بوده است؟ ممکن است این آقا به دیدار مادرش رفته باشد یا با همکارش گردشی در شهر کرده باشد. اما چون همسرش به رفت‌ و آمد او به خانه مادرش حساس است یا نسبت به رابطه صمیمی او با همکارانش قبلا به او هشدار داده است، بدون فکر و در آنی، اقدام به دروغگویی می‌کند و در جواب می‌گوید که برای اضافه کار یک ساعت بیشتر در شرکت محل کارش مانده است. غافل از آنکه خانم قبلا با شرکت تماس گرفته و از نبود او در آنجا اطمینان دارد! آقا حواسش نیست که همسرش به جزییات توجه می‌کند و حالا او یک فرد دروغگوست. اما در حقیقت ریشه این دروغگویی در حساسیت همسرش نسبت به موضوع و فرار کردن شوهر از تنش و بحث بر سر آن موضوع است.
 
 
مطالب مرتبط

 



:: بازدید از این مطلب : 738
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 10 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
یکی از اصلی‌ترین دلایل ناراحتی خانم‌ها وقتی طرفشان چشم‌ چرانی می‌کند، احساس عدم امنیت است و واقعاً به طور بی‌هدفی انرژی‌تان را تلف می‌کند.

 مردها به بقیه زن‌ها نگاه می‌کنند و این کاملاً طبیعی است. ولی خیلی از خانم‌ها وقتی می‌بینند که عشق زندگی‌شان چشمش را به دختری جوان‌تر از خودشان که لباسی تنگ تن نموده و کلی آرایش کرده است دوخته،  ناراحت و حتی عصبانی می‌شوند. برای شما پیش آمده است؟ اگر دوست دارید بدانید در چنین موقعیت‌هایی چطور باید رفتار کنید، این پنج نکته را بخوانید:
 
۱. آن وضعیت را همانطور که هست ببینید.
 
یکی از اصلی‌ترین دلایل ناراحتی خانم‌ها وقتی طرفشان چشم‌ چرانی می‌کند، احساس عدم امنیت است و واقعاً به طور بی‌هدفی انرژی‌تان را تلف می‌کند. مطمئناً زمان‌هایی بوده که از این کار همسرتان خونتان به جوش آمده ولی واقعیت بیولوژیک این وضعیت می‌گوید این کار او هیچ معنا و مفهومی ندارد. این فقط یک میل گذرا است که در ذهن مرد اتفاق می‌افتد و اصلاً به این معنی نیست که او با آن غریبه وارد رابطه نزدیک خواهد شد.
 
۵ نکته برای کنار آمدن با چشم چرانی کردن مردان
 
۲. حسادت اصلاً زیبا نیست.
 
در چشم‌چرانی کردن بعضی از مردها واردتر از بقیه هستند. ولی در هر حال اکثر آنها این کار را می‌کنند. مسئله اینجاست که شما باید از درون احساس ارزشمندی کنید و اجازه ندهید غول حسادت از قفس خود آزاد شود. با مقایسه کردن خودتان با زنان دیگر فقط باعث می‌شوید اعتمادبه‌نفستان روز به روز کمتر و کمتر شود.
 
۳. ترستان را به اعتماد تبدیل کنید.
 
فقط به خاطر داشته باشید که در چنین موقعیتی به هیچ عنوان زمان آن نیست که ذات رابطه‌تان را زیر سوال ببرید یا درمورد جذابیت خودتان از او سوال کنید. ترس همیشه ترس بیشتری ایجاد می‌کند و به همین دلیل مطمئن شوید که در مورد این مسائل وقتی در شرایط آرام و به دور از ناراحتی و عصبانیت هستید با طرفتان صحبت کنید. از اینها گذشته، همه چیز به اعتمادبه‌نفس شما بستگی دارد، اگر از خودتان راضی باشید، نباید نگاه کردن طرفتان به زن‌های دیگر باعث ناراحتی‌تان شود.
 
۴. از همسرتان بخواهید آن انرژی جنسی را به سمت شما معطوف کند.
 
ممکن است در مورد این موضوع با همسرتان صحبت کرده باشید و در کمال ناباوری شنیده باشید که بله زنان دیگر هم برای او جذاب هستند! به جای اینکه از او بخواهید تمام جزییات آن را برایتان تعریف کند، به او بگویید که خوشحال هستید در میان تمام این زن‌ها، همه آن انرژی جنسی در حریم خصوصی رابطه‌تان به شما تعلق دارد.
 
۵. به خودتان اجازه درخشیدن دهید.
 
ممکن است تا امروز تصور کرده باشید که فردی بی ارزش هستید و سر مسائل بسیار پیش‌پا افتاده و بیخود خودتان را ناراحت کنید. ولی از همین امروز انتخاب کنید از زیبایی و جذابیت خودتان لذت ببرید و بدانید که با اعتماد به خودتان می‌توانید در هر موقعیتی احساس امنیت کنید. رمز موفقیت این است که خودتان را از ترس ناشی از رقابت کاذب دور کرده و اجازه دهید زیبایی‌ زنانه‌تان بدرخشد!

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 736
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 10 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
شناخت هندوانه و طالبی و خریزه شیرین, راهنمای خرید هندوانه هندوانه شیرین و رسیده پوستی نازک، صاف و براق دارد
 
یکی از محبوبترین میوه های تابستان، هندوانه است که بسیاری آن را دوست دارند، اما باید بدانیم که چگونه هندوانه ای را انتخاب کنیم که کال و یا بیش از حد رسیده نباشد.
 
اگر در گرمای تابستان و حین عرق‌ریزی و عطش به خوردنی‌ای دلچسب فکر کرده باشید، احتمالا مواقعی را به یاد خواهید آورد که هوس خوردن هندوانه، طالبی، یا خربزه‌ای شیرین و خنک گوشه‌ای از ذهنتان پرکشیده است.
 
 
راهنمای پی آمده را بخوانید تا پس از عملی کردن چنان هوس و آرزویی، حالتان از هدر رفتن پول و خرید محصولی پوک و بی‌مزه گرفته نشود!
 
۱ـ هندوانه رسیده:
 
مطالعات نشان می دهد بهترین علامت رسیدن میوه تغییر رنگ پوست میوه است. به هنگام رسیدن میوه رنگ پوست روشن تر می شود. این تغییر رنگ در نقطه تماس میوه با زمین به خوبی هویدا است. رنگ نقطه تماس میوه نارس سفید متمایل به سبز است ولی پس از رسیدن رنگ این نقطه به زرد روشن تبدیل می شود.
 
 
 
در نتیجه برای تشخیص رسیدن هندوانه روش های متعددی وجود دارد. یک روش صدایی است که با انگشت روی هندوانه زده می شود. هندوانه نارس صدای تو خالی نسبتا تیزی داشته ولی هندوانه رسیده صدای آرامتری دارد باید توجه داشت هندوانه بیمار یا نارس که زود از ساقه چیده و پلاسیده شده نیز صدای پر و آرامی دارد.
 
شکل ظاهری هندوانه باید منظم، بدون ضربه یا خراش باشد، در غیر این صورت باید بدانید مدت طولانی در معرض آب یا حرارت آفتاب بوده و نامناسب است.
 
 
یکی از راه های تشخیص هندوانۀ رسیده فشردن هندوانه بین دو دست است. شنیدن صدای نازک که از شکاف داخلی گوشت بوجود می آید به عنوان علامت تردی میوه شناخته شده و معرف رسیده بودن آن است. (به این روش هم خیلی اطمینان نکنید چون ممکن است نشانه پوکی آن باشد!). هندوانۀ سفت با شکل یکنواخت و سنگین مطلوب است. اگر رنگ پوست آن کمرنگ و شیری باشد مطلوب نیست. گوشت آن باید سفت بافت تازه و تخمهای آن کاملا رسیده و پر باشد.
 
هر چه هندوانه نسبت به حجمش سبک تر باشد و چگالی اش کمتر باشد بهتر است و نشانه‌ی رسیدن مطلوب آن است.
 
 
پوک بودن (معیار صوتی). پوک بودن را اگر چه می توان زیر مجموعه چگالی آورد ولی از آن جا که روش آزمایش آن از طریق صوت و لامسه است آن را جدا آوردیم!
 
پوک بودن هندوانه که از نواختن بر روی آن مشخص می شود (هم صدا هم لامسه‌ی دست) نشانه‌ی تقریبا کاملی است که به ما اخباری از عمق هندوانه را گزارش می دهد.
 
چگالی کم هندوانه را می توان معیاری برای پوک بودن دانست. این معیار ترد بودن را برای هندوانه تضمین می کند. ولی معیار کاملی برای شیرینی نیست.
 
برای تست شیرینی هندوانه بایست پوکی آن را از طریق صدا سنجید. پوکی نشان می دهد که آب مازاد هندوانه جذب شده است. (مقدار قند ثابت در آب کمتر= شیرینی بیشتر محصول)
 
هر چه صدا بم تر باشد بهتر است. هر چه انعکاس صدا سریع تر به گوش برسد بهتر است.  
 
 
پوستی نازک، صاف و براق دارد.
 
اگر بین دو دست، نزدیک گوشتان بگیرید و اندکی فشار دهید، صدای قرچ‌مانندی حاکی از ترک برداشتن محتویاتش خواهد داشت.
 
با کف دست یا پشت ناخن انگشتتان، به آن ضربات کوتاه و متوالی بزنید. در صورتی که صدای بم، آهسته و طبل مانندی مثل تاپ تاپ داد، رسیده است و در صورتی که صدایی زیر و بلند مثل تق تق داشت، زمان چیدن یا خوردن آن نرسیده است.
 
به قسمتی که هندوانه از بوته جدا شده نگاه کنید؛ اگر هنوز مقداری از ساقه به آن چسبیده، احتمال شیرین بودنش اندک است، چون هنوز نارس و کال به بازار آمده، اما اگر ساقه کاملا از هندوانه جدا شده و تورفتگی ایجاد کرده، به‌دلیل رسیدگی، آسان تر چیده و جدا شده، بنابراین شیرین تر است. هر قدر ترک‌های ریز در این قسمت بیشتر باشد، هندوانه شیرین تری انتخاب کرده‌اید.
 
 
رنگ ساقۀ هندوانه باید زرد مایل به کرم باشد، هر چه پر رنگ تر باشد مناسب تر است، اما اگر کم رنگ یا سفید باشد نشانه آن است که قبل از رسیدن چیده شده است، و به همین دلیل داخل آن قرمز نیست.
 
 
چند ضربه به هندوانه بزنید اگر صدای آن مانند طبل بود آن را بخرید، در غیر این صورت اگر صدایش غیر واضح بود آن را نخرید، رنگ هندوانه رسیده، باید سبز پررنگ براق باشد.
 
۲ـ طالبی رسیده:
 
اگر آن را از نزدیک بو کنید، عطر خوبی دارد و بوی خوشایندی می‌دهد.
 
پوستی زبر دارد.
 
سر طالبی، آنجا که شبیه دکمه به نظر می‌رسد، اندکی نرم‌تر است (مواظب باشید همه قسمت‌ها نرم نباشد چون در این صورت احتمالا از رسیدگی هم گذشته و در حال ترشیدن است).
 
یا رنگی زرد و فقط اندکی متمایل به سبز دارد؛ یا زردی آن کمرنگ و کرم‌مانند است.
 
خطوط آن سبز کمرنگ است (خطوط سبز با تیرگی بیشتر، معمولا نشانه ماندگی محصول در مغازه است).
 
۳ـ خربزه رسیده:
برعکس طالبی، هیچ قسمت آن نرم نیست (هر قدر نرم‌تر باشد نشانه اسیدی شدن بیشتر یا قرار داشتن در آستانه ترشیدگی است).
 
همانند هندوانه، ساقه یا ریشه آن، هنگام برداشت براحتی از خربزه جدا شده و برآمدگی اندکی دارد یا حتی فرورفتگی ایجاد کرده است.
 
همانند طالبی، پوستی زبر و زرد دارد.
راه‌های طولی آن به رنگ سبز کمرنگ است.
 
سراغ خربزه‌های نوبر نروید! چون معمولا بی مزه اند. خربزه شیرین حدود یک ماه بعد از نوبرانه به بازار می‌آید.
 
 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 758
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 10 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
یکی از موانع مهم بهبود در ازدواج‌های ناموفق، تمایل زن و شوهر به این است که به شخصیت یکدیگر انواع و اقسام صفات منفی را نسبت می‌دهند (خودخواه، متکبر، ظالم، و...) و از کنار رفتارهای مثبت هم بی‌تفاوت می‌گذرند.
 مدیریت خانواده ابعاد مختلفی دارد که مدیریت اقتصادی، سرپرستی و نظارت بر فرزندان، تصمیم‌گیری نسبت به ارتباطات خانوادگی و مواردی دیگر را دربرمی‌گیرد.  قرآن‌کریم به صراحت از سرپرستی مردان بر زنان در امور خانوادگی سخن گفته و آن را با ویژگی‌ تکوینی مردان مرتبط دانسته است.  آموزه‌های متعدد روایی نیز با صراحت به مسئولیت‌های زن و مرد در این رابطه توجه کرده‌اند.  مرد نمی‌تواند بار مدیریت خانواده را از دوش خود بردارد و آن را به زن واگذار کند.  مرد علاوه بر آن‌که مسئول تأمین هزینه‌های خانواده است، مدیریت اقتصادی خانواده را هم برعهده دارد و زن با کاهش هزینه‌های اقتصادی می‌تواند همسر خویش را یاری دهد.
 
 
 اگرچه گاهی سرپرستی مرد تا حد تأمین هزینه‌های زندگی و موضوع تمکین خاص، تقلیل می‌یابد؛ اما واقعیت این است که سرپرستی خانواده در حوزه‌های مختلف را دربر‌می‌گیرد.  از این رو است که مرد سرپرستی و مدیریت امور فرزندان را نیز برعهده دارد و تصمیم‌گیری زن در مورد فرزندان، صرفا با اذن شوهر و به‌عنوان نماینده‌ او است و به‌عنوان مثال، زن نمی‌تواند در اموال فرزندان بدون رضایت همسر تصرف کند.  به زن توصیه شده است که کانون اقتدار خانواده را به رسمیت شناخته، شوهر خویش را تکریم کند و در غیرمعصیت خدا او را نافرمانی نکند.  حتی اگر شوهر بدخلق هم باشد، زن نباید با گفتار و رفتارش او را آزرده و خشمگین نماید. بیشترین افرادی که برگردن مرد حق دارند والدین او و بیشترین کسی که بر گردن زن حق دارد همسر او است.
 
در مقابل مسئولیت‌هایی نیز بر دوش مرد قرار دارد که برخی از آنها ازجمله حقوق زن بر مرد است و برخی دیگر توصیه‌های اخلاقی و نشانه‌ای از کارآمدی مرد در خانواده است.  مرد نمی‌تواند از تأمین هزینه‌های اقتصادی خانواده شانه خالی کند و تمام یا بخشی از آن را بر عهده‌ همسر خود بگذارد. تأمین هزینه‌ها توسط زن در غیر از موارد ضروری، مطلوبیتی هم ندارد.  وظیفه‌ حمایت ناموسی از زن و گذشت از خطاهای وی برعهده‌ مرد است، اکرام همسر، دلسوزی نسبت به او، تحمیل نکردن کارهای سنگین بر او، مدارا و خوش‌صحبتی با او ازجمله مواردی است که مرد به انجام آنها دعوت شده‌ است.
 
عیب‌جویی
 
کسی که همسر خود را به بدجنسی و عیب‌جویی متهم می‌کند پیشاپیش راه منفی را برگزیده است. ممکن است همسر شما آدم متوقعی باشد، اما با صفت بستن به او امکان حل‌وفصل مسأله را منتفی می‌کنید. واقعیت  این است که طرز برخورد زن و شوهر با مسائل به روابط موجود میان آنها بستگی دارد. اگر نسبت به رفتار ناخوشایند همسرتان واکنش ناخوشایند نشان دهید، او نیز به احتمال زیاد متقابلا در مقام تلافی با شما برخورد منفی خواهد کرد. در این شرایط، آنچه مسأله می‌شود رابطه‌ای است که میان شما وجود دارد.
 
در برخی مسائل اگر شخصیت زن و مرد مکمل یکدیگر باشد، مسأله‌‌ای بروز نمی‌کند.
 
یکی از موانع مهم بهبود در ازدواج‌های ناموفق، تمایل زن و شوهر به این است که به شخصیت یکدیگر انواع و اقسام صفات منفی را نسبت می‌دهند (خودخواه، متکبر، ظالم، و...) و از کنار رفتارهای مثبت هم بی‌تفاوت می‌گذرند.
 
نکته مهم این است که عادات، خصوصیات و حساسیت‌های اشخاص، آنها را آسیب‌‌پذیر می‌سازد و طرز تلقی‌های آنها اغلب مسأله‌ساز می‌شود. زنی که به خود مطمئن نیست و نمی‌داند تا چه اندازه مورد پذیرش دیگران قرار می‌گیرد، زنی که از ارزش‌ها و  صلاحیت خود بی‌اطلاع است، تحت‌تأثیر طرز تلقی‌های غیرواقع‌بینانه خود را بیش از حد به دیگران می‌چسباند. شوهری که بی‌جهت می‌ترسد تحت سلطه قرار گیرد، با هر اقدامی که نشان از کنترل شدن و مورد سوءاستفاده قرار گرفتن داشته باشد، برخورد خصمانه می‌کند.
 
از آن گذشته، شخصیت‌های زن و شوهر عوامل تعیین‌کننده هستند. در برخی مسائل اگر شخصیت زن و مرد مکمل یکدیگر باشد، مسأله‌‌ای بروز نمی‌کند. یک مرد خودمختار، با یک زن ملایم می‌تواند به خوبی کنار بیاید. مشکل زمانی بروز می‌کند که خصوصیات زن و شوهر با هم مطابقت نمی‌کند، اما حتی در این مورد، مشکل در رابطه است و به ندرت می‌توان نقصی را به گردن خود یا شوهر انداخت. در این شرایط، تغییر یک طرف معادله، طرف دیگر را هم متحول می‌کند.
 
یکی از موانع مهم بهبود در ازدواج‌های ناموفق، تمایل زن و شوهر به این است که به شخصیت یکدیگر انواع و اقسام صفات منفی را نسبت می‌دهند و از کنار رفتارهای مثبت هم بی‌تفاوت می‌گذرند. وقتی همسر خود را به یک صفت منفی متهم می‌کنید، راه پیشرفت را روی حل مسائل خود می‌بندید. حمله به خصوصیات یکدیگر، با ایجاد ضدحمله، وضع را از آنچه هست بدتر می‌کند و در نتیجه، خصومت ابعاد وسیع‌تری می‌یابد.
 
مثلا، وقتی یکی دیگری را یک شلخته تمام عیار می‌نامد و او نیز همسر خود را لجوج خطاب می‌کند، امکان حل مسأله از همان آغاز منتفی می‌شود. با تبدیل این گله‌گذاری‌ها به مسائل قابل حل، می‌توانید اقداماتی برای حل‌وفصل آنها به عمل آورید. مثلا علی به‌عنوان شروع حرکت می‌توانست لباس‌های کثیف خود را به جای آن‌که روی صندلی یا کف اتاق بیندازد، در سطل مخصوص لباس‌های شستنی قرار دهد و مریم هم می‌توانست زمان مشخصی برای خوابیدن بچه‌ها در نظر بگیرد.
 
این رفتارهای ساده می‌تواند تأثیر قابل ملاحظه‌ای روی شریک زندگی بر جای بگذارد. می‌توانید طرز تلقی ناامیدی را به امید مبدل سازید: «اگر بخواهد می‌تواند تغییر کند». یا «او آنقدرها هم لجوج نیست». بنابراین، اگر بتوانید مسائل ازدواج خود را قابل حل جلوه دهید، حتی تغییرات جزیی می‌تواند انگیزه‌ای برای بهبود روابط شما فراهم آورد.
 
عصبانیت و غرور
 
وقتی شما عصبانی هستید نه صدای دیگری را می‌شنوید و نه به چیز دیگری می‌اندیشید، پس اگر با عصبانیت همسرتان از کوره در رفتید، راه به جایی نخواهید برد. وقتی مشکلی پیش می‌آید قرار نیست تمام مشکلات گذشته زندگی خود از ابتدا تاکنون را دوباره مرور کنید، زیرا این کار جز تخریب رابطه میان شما و همسرتان نتیجه‌ای نخواهد داشت.
 
مشاوران خانواده معتقدند در بسیاری موارد ممکن است نظر شما مخالف عقیده همسرتان باشد. بپذیرید که هر کس حق دارد عقیده و فکر خود را داشته باشد.
 
نظر خود را بیان کنید اما نه به صورتی که انگار درحال نقد همسرتان هستید. اگر مخالف عقیده همسرتان هستید با آرامش نظرتان را بیان کنید. مهم نیست که چه کسی درست می‌گوید و چه کسی غلط، زیرا قرار نیست در زندگی مشترک هر وقت بحثی به وجود می‌آید یک طرف درنهایت برنده باشد و نفر دیگر بازنده.
 
تمام مشکلات گذشته زندگی خود از ابتدا تاکنون را دوباره مرور کنید، زیرا این کار جز تخریب رابطه میان شما و همسرتان نتیجه‌ای نخواهد داشت.
 
گاهی‌اوقات همسران فراموش می‌کنند که قرار نیست دایما به یکدیگر فرمان دهند. گاهی‌اوقات جملات دایما امری می‌شود. بد نیست که در خواسته‌هایمان از کلمه «لطفا» نیز استفاده کنیم، زیرا هیچ یک از ما از دیگری طلبکار نیستیم.
 
 
در ضمن از راه‌های گوناگون و از طریق کلامی نیز به همسرتان نشان دهید که او را دوست دارید و شیرینی و دوام این رابطه برای شما اهمیت دارد.
 
حتی وقتی از دست او دلخور هستید نیز کمی نرمی می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل کند. با کمی تواضع و احترام به طرف مقابل موجب می‌شوید که او تمایل پیدا کند شما را نیز راضی نگه دارد.
 
البته غرور چیز بدی نیست اما در خانه و خانواده بهتر است کمی غرورتان را پایین بیاورید وگرنه به منزله مانعی برای طرف مقابل تلقی می‌شود که احساس می‌کند باید از روی آن بپرد و به عبارت دیگر حالت دفاعی و سرسختی او را افزایش می‌دهد.
تمام مشکلات گذشته زندگی خود از ابتدا تاکنون را دوباره مرور کنید، زیرا این کار جز تخریب رابطه میان شما و همسرتان نتیجه‌ای نخواهد داشت.
 
در ضمن از راه‌های گوناگون و از طریق کلامی نیز به همسرتان نشان دهید که او را دوست دارید و شیرینی و دوام این رابطه برای شما اهمیت دارد.
 
خود برتربینی
 
خانواده به‌عنوان زیربنای جامعه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است، زمانی که زن و مرد در زندگی مشترک، با آگاهی از خصوصیات جنس مخالف تصمیم به ازدواج بگیرند، قطع بر یقین زندگی زناشویی از دوام بیشتری برخوردار خواهد بود.
 
وقتی ازدواج فقط بر مبنای احساس و علاقه شکل گرفته شود و تشکیل زندگی قبل از شناخت کافی، یکی از پیش‌زمینه‌های شکل‌گیری ناهنجاری در خانواده‌های تازه شکل گرفته، به شمار می‌رود.
 
آسیب‌ها و معضلات زناشویی موجب بروز پدیده «طلاق» می‌شود، اما به راستی تا چه حد برای رفع مشکلاتی که به‌طور طبیعی گریبانگیر زندگی زناشویی می‌شود، تلاش شده است؟!
 
طلاق موجب محروم شدن فرزندان از نعمت خانواده شده و این موضوع به جامعه نیز سرایت می‌کند، در نتیجه فرزندانی وارد اجتماع می‌شوند که کمبودهای زیادی در آنها وجود دارد، بیشترین آسیب و ضربه‌های روحی به فرزندان منتقل شده و این اختلافات به مرور زمان ریشه‌گیر می‌شود.
 
 
 
خانواده از جایگاه و اهمیت بسیار زیادی در جامعه برخوردار است که برقراری یک ارتباط سالم زناشویی، موجب کاهش مشکلات در این نهاد می‌شود. آسیب‌های اجتماعی که به واسطه امر طلاق به‌وجود می‌آید، نه‌تنها متوجه خانواده‌هاست، بلکه به جامعه نیز منتقل شده و به‌عنوان تهدید جدی برای نسل آینده به شمار می‌رود.
 
مواردی شامل نداشتن تفاهم، چشم و هم‌چشمی، تعصب و خودبرتربینی، عدم بلوغ اجتماعی و اقتصادی ازجمله مواردی است که در جامعه به وفور مشاهده می‌شود، اگر دختر و پسر قبل از تشکیل زندگی مشترک، سطح آگاهی خود را از این معضلات بالاببرند، قطع بر یقین شاهد رشد نهاد خانواده خواهیم بود.
 
خودبرتربینی به‌عنوان بزرگترین آفت زندگی مشترک، موجب بروز مشکلات زیادی در زندگی زناشویی می‌شود، فرد خود را از دیگران برتر دیده و این امر باعث سرکوفت زدن و زیر سوال بردن شخصیت زن و مرد خواهد شد.
 
گاهی زن و مرد بدون درنظر گرفتن جنبه‌های مثبت، دچار تشدید عوامل منفی در زندگی شده و باز هم طی مرور زمان امر طلاق نمایان می‌شود. امروزه گسترش انواع شبکه‌های اجتماعی و مجازی، بیشترین وقت جوانان و نوجوانان را به خود اختصاص داده است، اگر به عمق موضوع توجه کنیم، شاهد بروز دوستی‌های کاذب حتی برای زنان و مردان متأهل هستیم.
 
یکی از راهکارهای مهار اختلافات زناشویی، استفاده از مشاوره قبل از ازدواج است، این امور تحت‌تأثیر عواملی قرار دارند که به نوعی در پیشگیری اختلافات دخیل هستند.
 
اگر ازدواج را رعایت حقوق دوطرفه بدانیم و زندگی زناشویی را بر پایه تفاهم و اخلاق حسنه شکل دهیم، می‌توان با اطمینان کانون گرم خانواده را تشکیل داد.


 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 743
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 10 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
حتما شما هم دوست دارید که با عینک های آفتابی مورد علاقه ستاره ها آشنا شوید.
 
 
حتما شما هم دوست دارید که با عینک های آفتابی مورد علاقه ستاره ها آشنا شوید. ما در اینجا لیستی از این عینک ها را برایتان آورده ایم تا در صورت تمایل از آنها ایده و بهار و تابستان خود را متفاوت تر از همیشه بگذرانید.
 
عینک های آفتابی های شیک برای بهار و تابستان ستاره ها
 
 
 
عینک تزیینی
 
عینک هایی که در دور قاب یا روی دسته شان با طرح هایی متفاوت تزیین شده، بسیار زیبا و توی چشم هستند. اگر می خواهید عینکی کاملا دخترانه و فمنیستی انتخاب کنید، به دنبال مدلی باشید که در تزیینات اش الماس یا طرح های گل وجود دارد.
 
 
عینک هایی که در دور قاب یا روی دسته شان تزیین شده، عینکی کاملا دخترانه و فمنیستی است
 
 
 
عینک با قاب سفید
 
عینک هایی که دارای فریم سفید رنگ هستند، برای فصل تابستان بسیار محبوب اند. اما رابرتس هم جزو آن دسته از افرادی است که به این مدل علاقه زیادی دارد.
 
 
عینک هایی که دارای فریم سفید هستند، مانند عینک رابرتس برای فصل تابستان بسیار محبوب اند
 
 
 
عینک مدل گربه ای
 
عینک های گربه ای به این دلیل که بسیار زنانه و دلربا هستند و ظاهر فرد را شیک و افسونگر می کنند، شهرت بسیار دارند. همانطور که در تصویر می بینید، میراندا کر هم با ما موافق است.
 
 
عینک های گربه ای بسیار زنانه و دلربا هستند و ظاهر فرد را مانند میراندا کر شیک و افسونگر می کنند
 
 
 
عینک ابرودار
 
عینک های ابرودار واقعا جذاب هستند. کایلی جنر یکی از افرادی است که به سرعت نام خود را در صنعت مد جهانی ثبت کرد. شما هم اگر می خواهید در زمینه مد و پوشاک از او ایده بگیرید، پیشنهاد می کنیم که اول از همه به مدل عینک اش نگاهی بیاندازید. بله، او هم طرفدار پر و پا قرص عینک های ابرودار است.
 
 
عینک های ابرودار واقعا جذاب هستند. کایلی جنر هم طرفدار پر و پا قرص عینک های ابرودار است
 
 
 
عینک آینه ای
 
اولیویا پالرمو به تیپ خوب اش مشهور است. عینک های آینه ای هم جزو اکسسوری هایی است که او به مراتب از آن استفاده می کند. شما هم اگر می خواهید مانند او خوش تیپ و توی چشم باشید، از این مدل عینک ایده بگیرید.
 
اگر می خواهید مانند اولیویا پالرمو خوش تیپ و توی چشم باشید، از عینک های آینه ای استفاده کنید
 
 
 
عینک گرد
 
عینک های گرد هم مدل دیگری هستند که در دهه 70 بسیار رایج بوده و حال بار دیگر مد شده اند. شما می توانید این مدل را هم به فهرست خود اضافه کنید. ریتا اورا ستاره ای است که به این مدل تمایل زیادی نشان می دهد.
 
 
ریتا اورا ستاره ای است که به عینک های گرد تمایل زیادی نشان می دهند
 
 
 
عینک رنگی
بد نیست به کشوی عینک هایتان کمی تنوع دهید. اگر می خواهید از مدل های رایج و هر روزه به دور باشید و کمی متفاوت تر به نظر برسید، به سراغ عینک های رنگی و البته به رنگ های روشن بروید. اگر انتخاب برایتان سخت است از مدل عینک پاریس هیلتون ایده بگیرید.
 
 
اگر می خواهید از مدل های رایج و هر روزه به دور باشید از مدل عینک پاریس هیلتون ایده بگیرید
 
 
 
عینک خلبانی
عینک مدل خلبانی عینکی است که در دنیای فشن بسیار رواج دارد و محبوب است. جولی چن هم جزو افرادی است که این مدل را برای خود انتخاب کرده است.
 
عینک خلبانی در دنیای فشن رواج دارد و محبوب است. جولی چن از عینک خلبانی استفاده می کند
 
 
 
عینک مربعی
 
عینک مربعی یکی از بهترین مدل هاست، به این دلیل که به طور کامل دور چشم را می پوشاند و مانع از برخورد اشعه های مضر آفتاب به آنها می شود. این مدل برای افرادی که صورتی بیضی و گرد دارند مناسب است. از آنجا که کریس جنر به ظاهر و سلامت خود بسیار اهمیت می دهد، این مدل عینک را انتخاب کرده است.
 
 
عینک مربعی برای افرادی که صورتی بیضی و گرد دارند مانند کریس جنر مناسب است
 
 
عینک سایز بزرگ
اگر صورتی کشیده و مستطیل شکل دارید، شانس با شماست زیرا این مدل عینک برای شما ساخته شده است. نیکول ریچی هم می تواند این را به شما ثابت کند.
 
 
 
 
اگر صورتی کشیده و مستطیل شکل دارید، مانند نیکول ریچی از عینک های سایز بزرگ استفاده کنید
 
 
مطالب مرتبط
 


:: بازدید از این مطلب : 776
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 10 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
هرمس یکی از معروف ترین برندهای فرانسوی در زمینه پوشاک است که هر ساله برای بهار کلکسیون جدید روسری های خود را روانه بازار می کند. در این مقاله گلچینی از بهترین مدل های روسری هرمس برای بهار 2016 را گردآوری کرده ایم.

برند فرانسوی هرمس Hermes در سال 1837 تاسیس شد. تخصص این برند در تولیدات چرمی، لباسهای بسیار شیک و اشرافی، عطر و کالاهای لوکس است. از سال 1950 لوگو این برند به شکل حمل دوک ( بالاترین مقام فرانسوی ) با کالسکه شده است.
 

طراحان مشهور بسیار از شروع کار این برند تا به امروز با این برند همکاری داشتند خانواده هرمس اصلیت پروتستانی آلمانی داشتند. تیری هرمس تاسیس کننده این برند بود و به عنوان فردی ماهر در این صنعت مشغول به فعالیت در یکی از خیابانهای پاریس شد. کارهای تیری هرمس به اشراف اروپایی اختصاص داده شده بود. موسیو هرمس در سال 1985 برنده جایزه اول در کلاس کاری خود شد و همین طور در سال 1867 مدال اول را در نمایشگاه Universelles که در پاریس برگزار شده بود را کسب کرد.
 
پسر موسیو هرمس یعنی چارلز امیل هرمس مدیریت این برند را از پدر خود به طور کامل گرفت و فروشگاه آنها در سال 1880 به جای دیگری نقل مکان کرد. جایی که امروز هم پا برجاست جایی که رهبر جدید این برند معرفی و شروع به خرده فروشی کرد. با کمک نوه های تیری هرمس این برند فصل جدید از سیر تحول خود را طی کرد. هرمس از نخبگان اروپا و شمال آفریقا روسیه آمریکا و آسیا دعوت برای همکاری کرد.


































مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 776
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 10 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
22 سال سن دارم و مشکلی دارم این است که هر روز به یک نفر علاقه مند می شوم و خودم هم از این قضیه ناراحت هستم. ولی نمی دانم چه کنم.
 
سوال کاربر :
دختری  22 ساله هستم. مشکلم  این است که  هر  روز  به  یک  نفر  علاقه مند می شوم. دست  خودم  هم  نیست. لطفا  راهنمایی ام  کنید.
 
 
 
پاسخ کارشناس :
 
مخاطب گرامی! احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن یکی از نیاز های مهم هر فردی است که با سن بلوغ آغاز می شود و تا هنگام مرگ ادامه دارد.
تا الان علاقه واقعی را درک نکرده اید
 
در کتاب « ازدواج بدون شکست » بیان شده است که ما انسان ها 5 نوع نیاز داریم : نیاز به محبت، نیاز به بقا، نیاز به آزادی، نیاز به قدرت و نیاز به تفریح. این 5 نیاز در هر فرد شدت و اولویت خاص خود را دارد؛ برای مثال برای شما دوست گرامی با توجه به مشکلی که مطرح کرده اید نیاز درجه اول شما نیاز به محبت است چرا که به گفته خودتان هر روز به یک نفر علاقه مند می شوید و همین جا من به شما می گویم شما هیچ وقت به فردی علاقه واقعی نداشته اید و احساسی که شما تجربه کرده اید، فقط یک احساس عطش شدید برای دوست داشتن و دوست داشته شدن است.
 
راهکار های خروج شما از سردرگمی
 
مخاطب عزیز! هر کار و ارتباطی دارای هدفی است. هدف از ارتباط با جنس مخالف هم ازدواج است. من به شما توصیه می کنم برای ازدواج خود معیار و سنجش هایی قرار دهید تا بدانید که چگونه و چه شخصی را انتخاب کنید تا از این سردرگمی (علاقه مند شدن به افراد مختلف) نجات یابید.
 
در ادامه به چند معیار اشاره می شود. به طور خلاصه ملاک های ازدواج که باید در نظر گرفته شود عبارت است از :
 
ایمان و دینداری :  پایبندی به ارزش های دینی بدون شک یکی از عوامل خوشبختی در زندگی زناشویی است.
 
اصالت خانوادگی :  شناخت خصوصیات و وضعیت تربیتی فرهنگی خانواده همسر آینده در ایجاد تفاهم بین دختر و پسر در زندگی زناشویی نقش اساسی ایفا می کند. این مسئله باعث می شود بتوانید سازگاری بهتری با همدیگر پیدا کنید.
 
سن : تناسب سنی بین زن و مرد، تشابه نیاز ها و علایق، توقعات و انتظارات را تا حدودی به دنبال دارد. کارشناسان خانواده، حدود 2 تا 6 سال اختلاف سن بین زن و مرد را توصیه می کنند.
 
تحصیلات :  تشابه تحصیلی نیز در ایجاد تفاهم بین زن و مرد عامل مهمی است. کسب علم و دانش به خودی خود یک مزیت و ارزش است و در رشد و تعالی فکری افراد نقش بسزایی دارد.
 
وضعیت اجتماعی - اقتصادی خانواده :  تشابه خانواده های دختر و پسر از نظر وضعیت اجتماعی و اقتصادی یک اصل مهم در ایجاد تفاهم های بعدی بین زن و مرد است. به این ترتیب هیچ فردی نسبت به دیگری احساس برتری نمی کند و پذیرش بهتری نسبت به همدیگر خواهند داشت.
 
زمینه های فرهنگی :  ارزش های فردی و اجتماعی، آداب و رسوم، رفتار و سلوک، حتی آداب لباس پوشیدن و غذا خوردن زن و مرد می تواند زمینه های همدلی بیشتری را بین آن دو پدید آورد. به همین دلیل شناخت زن و مرد از یکدیگر در زمینه های فرهنگی از اهمیت بسیاری برخوردار است.
فراموش نکنید هیچ فردی بی عیب نیست
 
نکته ای که یادآوری آن در این بخش ضروری به نظر می رسد، این است که ملاک های مذکور هیچ یک به تنهایی نمی تواند عامل موفقیت در زندگی زناشویی باشد. افراد باید مجموعه عوامل گوناگون موثر بر انتخاب خود را اولویت بندی کنند و با این اعتقاد که هیچ فردی کامل نیست، به نوعی مصالحه دست بزنند.
 
 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 741
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 10 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
پسرى هستم 29 ساله. 4 سال پیش با خانمى 35 ساله که از همسرش جدا شده بود آشنا شدم. به دلیل برخی مشکلات خانواده ام حاضر به ازدواج ما نیستند. حتی این خانم حتى راضى هستند به صورت موقت با من زندگى کنند.


 
سوال کاربر :
 
پسرى هستم 29 ساله. 4 سال پیش با خانمى 35 ساله در بیمارستان آشنا شدم که به دلیل برخی مشکلات از شوهرش جدا شده بود  و با مشکلی که داشت نمی توانست به صورت عادی راه برود.  فقط تلفنى با هم در ارتباط بودیم. او هر از گاهى از دارو خوردن و درد کشیدن ناله می کرد. دلم تاب نیاورد، خواستم به خاطر رضای خدا به او کمک کنم. شرایط را فراهم کردیم و براى اولین عمل رفتیم تهران. دو سال گذشت. برای عمل مفصل دیگرش نیز اقدام کردیم. حالش بهتر شده است. همیشه از او حمایت و مشکلاتش را حل کردم. بعد از 4 سال الان به شدت به یکدیگر علاقه داریم. خانواده من هم با ازدواج مان مخالفت می کنند. او هم جز من کسی را ندارد. مدام می گوید اگر تنهایم بگذارى مشکلات دوباره بر می گردند. اصلا دلم نمی آید، دلش را بشکنم. از طرفى هم راضى کردن خانواده ام سخت است. این خانم حتى راضى هستند به صورت موقت با من زندگى کنند. واقعا الان مانده ام چه کار کنم. نمى توانم دل هیچ کدام را بشکنم. البته ما عقد موقت کرده ایم. کمکم کنید که این مشکل را حل کنم.
 
 
 
پاشخ کارشناس :
 
مخاطب گرامی! خیرخواهی شما در این ماجرا ستودنی است؛ اما درباره ازدواج شما با ایشان چند متغیر وجود دارد که می تواند علت مخالفت خانواده شما و البته هر پدر و مادری باشد که در ادامه به آن می پردازیم و راهکار های حل و فصل آن را نیز بررسی می کنیم.
نحوه آشنایی شما هم برای من و هم برای هر پدر و مادری قدری شبهه برانگیز است
 
در واقع در فرهنگ ایرانی و ایمانی ازدواج ما ایرانی ها، پسر، دختر را از پدر و مادرش یا سرپرست یا قیم وی خواستگاری می کند و این امر نشان از محجوبیت دختر دارد که محوریت یک ازدواج سالم است. البته ناگفته نماند اگر عکس آن باشد به معنای نامحجوب بودن دختر خانم نیست؛ بلکه برای فرهنگ ایرانی ها حالت اول بهتر است که البته بی حکمت هم نیست. موضوع دیگری که مخالفت با این امر را تشدید می کند، وجود عقد موقت بین شماست که بی تردید مخالفت جدی والدین شما را بر می انگیزد زیرا اصلی را که به آن اشاره کردم کاملا مخدوش می کند حال چه آن ها مطلع باشند چه نباشند زیرا کم و کیف رابطه شما برای آن ها مهم است و نه صرفا وجود عقد شرعی بین شما که به چرایی این مهم در ادامه خواهم پرداخت. حال ممکن است سوال شما این باشد که مگر چه فعل ناصوابی رخ داده که والدین من باید این گونه مخالفت کنند، البته هیچ، ولی در ذهن والدین شما به ادبیات خودشان این موارد متبادر می شود که دختر محجوب و با اصل و نسب بی اذن والدین خود با فردی ازدواج نمی کند و حال که این امر رخ داده، به هیچ وجه در شان عروس و همسر آینده فرزند ما نیست و نخواهد بود و بسیاری اما و اگر های ضد و نقیض دیگر که به شدت ابهام برانگیز و مانع شونده خواهد بود.
 
 
راه حل چیست؟
 
تمام مفروضات درست و غلط شما و والدین تان با انجام یک جلسه آشنایی و نه خواستگاری، تاکید می کنم نه خواستگاری به سرانجام می رسد. والدین شما با خواستگاری مخالف هستند و در واقع رضایت به خواستگاری را با رضایت به ازدواج یکی می دانند که چندان درست نیست. به چنین والدینی توصیه می کنم دست از مخالفت و ضدیت بدون شواهد متقن بردارند زیرا بیشتر، مخالفت و لجبازی جوان یا نوجوان خود را برمی انگیزند که متاسفانه راه به جایی نمی برد و موضوع پیچیده تر می شود؛ بنابراین تاکید می شود برای خارج کردن فرزندشان از بلاتکلیفی «عشق و ازدواج» با احترام به نظر او و انجام دیدار و نه خواستگاری با خانواده فرد مورد نظر، نظرات مثبت و منفی خود را ابراز کنند تا میزان پذیرندگی فرزند خود را به صورت منطقی بالا ببرند، نه میزان نافرمانی وی را با مخالفت غیرواقعی و غیرمنطقی خود!
 
در مجموع شاید برخی والدین با این روش موافق نباشند ولی شواهد تجربی و تجربیات سال ها ارائه مشاوره بنده نشان می دهد روش اول بسیار کارآمدتر است مخصوصا در شکل دادن مجدد رابطه تخریب شده والد-فرزندی که متغیر اصلی ازدواج فهیمانه فرزندان است. گاهی شرایط خود فرزند یا فرد مورد نظرش برای ازدواج آنقدر نامتعارف و نامتناسب است که والد بی هیچ شکی مخالفت صریح و جدی خود را ابراز می کند و از منظر والدین این امر کاملا منطقی و به صلاح فرزندشان است در صورتی که نمی دانند فرزندشان به شدت با این کار آن ها مخالف است. راه حل این است که دو طرف این معادله، قدری به دنیای فکری و نگرشی هم نزدیک شوند، از جوان خیلی نمی شود انتظار داشت بتواند شبیه یک بزرگسال 40 یا 50 ساله فکر کند؛ ولی از یک بزرگسال انتظار می رود بتواند مانند یک نوجوان یا جوان فکر کند زیرا روزی خود این مسیر را طی کرده، لذا اگر می خواهید به فرزندتان مهارت حل مسئله و خروج از بحران را بیاموزید با روش یاد شده هم این مهارت را به وی آموزش دهید و هم مسئله امروز وی را به سرانجام برسانید. خاطر نشان می کنم همه عشق های آتشین فرزندان به فرد دیگری به همین راحتی قابل حل نیست و گاهی متغیر هایی پشت پرده است که تمام تلاش های شما را بی نتیجه می کند. در این گونه موارد نیاز مبرم به ورود فرد خبره ای برای گره گشایی از مسئله است و نه صرفا مخالفت و خدای نکرده قطع ارتباط با فرزند.
 
وجود برخی متغیر های دیگر نیز می تواند بقای کمی و کیفی ازدواج شما را کاهش دهد که توصیه اکید می شود درباره آن ها تامل و با فرد خبره ای مشورت کنید که البته این موارد نیز می تواند دلایل دیگر هر پدر و مادری در خصوص ازدواج فرزندش باشد. راه حل این تفاوت ها این است که شما و طرف مقابل از تبعات آن آگاه شوید و سپس با پذیرشی آگاهانه و نه صرفا عاشقانه تصمیم نهایی را بگیرید:
الف) تفاوت سنی معکوس بین شما
 
 شما 6 سال کوچک تر هستید و تجربه ازدواج قبلی خانم، این تفاوت سنی را تشدید نیز می کند؛  مثلا اگر در دو یا سه سال آینده خانم شما قصد بارداری داشته باشد وی در سن کاملا مناسب بارداری قرار ندارد و از سویی متوسط سن یائسگی زنان در ایران 47 سال است که البته نوعی از یائسگی زودرس نیز وجود دارد که در 10 درصد خانم ها از حدود 40 سال به بعد رخ می دهد و... این موارد گوشه ای از اطلاعات علمی است درباره شرایط سنی شما زوج محترم که جدای از رابطه عاشقانه شما هر دو باید نسبت به آن آگاه شوید و سپس تصمیم معتبری اتخاذ کنید.
ب) تفاوت فرهنگی بین شما
 
این که هر کدام از شما اهل دو شهر با فاصله جغرافیایی قابل تأمل هستید؛  البته به معنای غیر ممکن بودن نیست بلکه به معنای دانستن تبعات این تفاوت از زبان مشاور است و سپس پذیرش و انتخاب آن.
مسئله خیلی مهمی که به آن اشاره کرده اید، موضوع ترحم و دلسوزی شماست. ازدواج، انتخابی است که در پس آن آزادی و اختیار است نه ترحم و دلسوزی محض که در پس آن اجبار است؛ ولی اجباری با لباس زیبای مهر و دوستی. ترحم و دلسوزی دو صفت والای انسانی است، اما در امر انتخاب همسر نباید موثر باشد. شما موظف هستید در مقابل والدین خود احسان کنید که همان گذشتن از حق خود است؛ اما آیا حاضرید این کار را همه جا و با هر فردی انجام دهید، مسلما خیر و اگر برخی جا ها به اشتباه انجام داده اید با تبعات منفی آن روبه رو شده اید.
و نکته آخر این که از میزان بالای ترحم و دلسوزی شما می توان حدس زد که به وابستگی عاطفی هم زود مبتلا می شوید و هم خیلی به آن محتاجید. خودتان آگاه باشید که در نهادتان چه خبر است و تلاش کنید از گرمای این آتش تند به بهترین نحو بهره مند شوید که خدای نکرده نه پای شما بسوزد و نه دامن دیگری.
 
 
مطالب مرتبط
 


:: بازدید از این مطلب : 727
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 10 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
شما خسته هستید و آمادگی برای رابطه جنسی ندارید، چه کار باید بکنید؟چگونه به همسرتان بگویید؟
 
احساس می کنید آمادگی برای رابطه جنسی ندارید؟ کاملا قابل درک است. ممکن است نیمه شب به خاطر کابوسی که یکی از بچه ها دیده است، بیدار شده باشید و تا می خواستید سرتان را روی بالش بگذارید ساعتتان زنگ خورده باشد، ضمنا در طول این روز با عجله کودکان را به مدرسه برسانید، با عجله سرکار بروید، برای تمرینات ورزشی به باشگاه بروید، برای خرید لوازم شام به بازار بروید، با عجله غذا درست کنید، همه خانه را تمیز کنید و همه بچه ها را حمام کنید و بخوابانید!!  
 
اوووه! شما خسته شده اید! اما هنوز کارتان تمام نشده است به نظر می رسد همسر شما برای یک کار دیگر انرژی دارد، رابطه جنسی. ولی شما خسته هستید و آمادگی برای رابطه جنسی ندارید، چه کار باید بکنید؟ بله، ما مسئله حساسی را مطرح کرده ایم. یک گروه افراطی کسانی هستند که می گویند هر وقت همسرتان خواست با او رابطه جنسی داشته باشید، مهم نیست که شما چه احساسی داشته باشید. در طرف دیگر کسانی هستند که می گویند اگر آمادگی ندارید، مجبور به رابطه جنسی نیستید، اما ما می خواهیم حد وسط را نشان دهیم. پس در زیر ۴ راه حل آورده شده که می توانید وقتی برای رابطه جنسی آمادگی ندارید، انجام دهید.
 
 
۱- با همسرتان درباره رابطه جنسی صادق باشید
 
مواقعی وجود دارد که شما واقعا نمی توانید رابطه جنسی داشته باشید، مثلا وقتی دچار میگرن شده اید، کم خواب هستید یا ضربه ای هیجانی مانند بیماری یک دوست نزدیک تجربه کرده اید. در زمان هایی مانند این موارد، با همسرتان در مورد این که چرا آمادگی برای رابطه جنسی ندارید، صادق باشید. به او بگویید که عاشقش هستید و او کاری نکرده که باعث رد درخواستش از طرف شما شود و سعی کنید به او بفهمانید که همین که آماده شوید، با او رابطه جنسی خواهید داشت. حتی می توانید قراری برای جبران بگذارید که متوجه شود نیت شما مثبت است و اگر مسئله بزرگتری در زندگیتان وجود دارد که باعث عدم رغبت شما به رابطه جنسی می شود، در موردش با همسرتان حرف بزنید.
 
 
۲- وقتی آمادگی برای رابطه جنسی دارید درخواستش را بپذیرید
 
زمان هایی هم وجود دارد که آمادگی نزدیکی ندارید، اما می توانید رابطه جنسی داشته باشید. حتی اگر صد درصد هم آمادگی نداشته باشید، شاید فقط به خاطر انجام وظایف مادری خسته شده باشید یا مشغله ذهنی زیادی داشته باشید. در این موارد بهترین کار این است که تن به رابطه جنسی بدهید.
 
 
۳- تظاهر کنید، آماده رابطه جنسی هستید
 
زن عاقلی می گوید، برقراری رابطه جنسی را هر وقت که همسرش بخواهد قبول می کند، چرا که معتقد است این برای زندگیش مفید است، برای اینکه عاشق همسرش است و معتقد است نیاز های جسمی همسرش بیشتر از خود اوست. پس وقتی آمادگی برای رابطه جنسی ندارد چه کار می کند؟ یک لیوان نوشابه انرژی زا می نوشد و تظاهر می کند که کاملا آمادگی دارد. او می گوید اکثر اوقات خودش هم از نزدیکی احساس لذت و رضایت می کند. و اگر هم احساس گناه می کنید که تظاهر کردن دور از صداقت و اخلاق است، به کارهایی که برای فرزندانمان انجام می دهیم فکر کنید، در چنین مواقعی علی رغم میل خود کاری را که میخواهند برایشان انجام می دهیم. انجام چنین کاری فقط از روی عشق و علاقه ممکن است
 
 
۴- به خاطر زندگیتان این کار را انجام دهید
 
مطالعات نشان می دهند زوج هایی که رابطه جنسی منظم دارند، شادترند. محققی به نام دنیس دانلی در گزارشی که در مجله نیویورک تایمز منتشر کرده، می گوید: زوج های شاد نزدیکی بیشتری دارند و هرچه زوجین رابطه جنسی بیشتری داشته باشند، زندگی شادتری را گزارش می کنند. پس اگر هم آمادگی ندارید، رابطه جنسی برای زندگیتان خوب است. پس این رابطه برای خانواده و فرزندانتان هم مفید است.


 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 769
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 10 فروردين 1396 | نظرات ()