نوشته شده توسط : ali
اگر والدین که الگوهای عملی برای کودکان و نوجوانان هستند، برای نماز، اهمیت ویژه‌ای قائل شوند و در این اندیشه، پایدار و ثابت‌قدم بمانند

شروع نماز در سنین کودکی ، سبب می‌شود که کودک، این صفت حسنه را به‌صورت عادتی معمول و سازنده در جسم و روان خود، ملکه کند و جزو برنامه‌های همیشگی زندگی خود، قرار دهد و درنتیجه از همه فواید نماز ، در بعد سلامت روانی در آینده برخوردار شود. به‌علاوه، با شروع نماز در دوران کودکی ، مفاهیمی مثل خدا و مذهب و دستوراتی مثل تعالیم اسلامی، چنان در ذهن پذیرنده و شفاف کودک که هنوز سنگینی و تیرگی گناهان، ظرفیت‌های فکری و مغزی او را آلوده نکرده است، جای می‌گیرد که امکان شک و شک در این زمینه برای او در آینده بسیار کاهش می‌یابد.

جدای از فراگیری اعمال ظاهری نماز ، کودک باید بداند که در ورای این اعمال، چه اعتقاد و احساسی نهفته است و چه چیزی موجب می‌شود که مسلمانان، هر روز 5 بار به سوی کعبه، حرکاتی را انجام دهند که ممکن است در نظر او بی‌معنی جلوه کند. این مقصود را باید با آموزش‌های ساده و توضیح مفهوم تشکر و سپاس‌گزاری و کاربرد آن برای کودکان مشخص کرد (باهنر، 1388: 263).

برخی از افراد، نماز کودکان را نوعی سرگرمی می‌دانند و آن را فاقد ثواب و اجر الهی می‌شمارند. حال آنکه چنین نیست و قطعاً عبادت در کودکی نیز حسناتی به همراه دارد. خوب است بدانیم که واجبات بزرگ‌سالان و اعمال مستحبی آنان، برای کودکان مستحب است و گناهان آن‌ها برای کودکان مکروه است و مباحات برای هر دو مباح به حساب می‌آید (ایمانی، 1382: 10 تا 17).

اگر والدین که الگوهای عملی برای کودکان و نوجوانان هستند، برای نماز، اهمیت ویژه‌ای قائل شوند و در این اندیشه، پایدار و ثابت‌قدم بمانند، فرزندان ایشان نیز به سوی نماز، گرایش پیدا می‌کنند و به آن رو می‌آورند. وقتی کودک از همان آغاز کودکی خویش، بارها و بارها مشاهده کند که پدر و مادر مهربان و دلسوز و محبوب او در خانه، سفر، گردش، میهمانی، کار و در هر وضعیتی به ندای اذان و اقامه نماز، بیش از هر چیز دیگر اهمیت می‌دهند و بزرگ‌ترین رسالت خود را به هنگام اذان، تحت هر شرایطی، نمازخواندن و سخن گفتن با خدا می‌دانند، بدون تردید، نگرش و روش برداشت آن‌ها از نماز نیز چنین خواهد بود (بافکار، 1386: 56).
وقتی کودک از همان آغاز کودکی خویش، بارها و بارها مشاهده کند که پدر و مادر مهربان و دلسوز و محبوب او در خانه، سفر، گردش، میهمانی، کار و در هر وضعیتی به ندای اذان و اقامه نماز، بیش از هر چیز دیگر اهمیت می‌دهند و بزرگ‌ترین رسالت خود را به هنگام اذان، تحت هر شرایطی، نمازخواندن و سخن گفتن با خدا می‌دانند، بدون تردید، نگرش و روش برداشت آن‌ها از نماز نیز چنین خواهد بود.

برای نمازخوان کردن کودکان ، می‌توان از روش‌های زیر استفاده کرد:

1. انگیزش
این روش در مراحل ابتدایی نمازگزاری فرزندان ، بسیار کارساز است. تشویق، تأیید، پاداش و هدیه دادن، از ابزارهای این روش است که والدین می‌توانند در تربیت دینی و جذب فرزندانشان به نماز، از آن بهره بگیرند. در مراحل اولیه نمازگزاری، وقتی کودک روی زمین دراز می‌کشد و صورت خود را به سجاده و مُهر می‌مالد، به جای آنکه پای او را گرفته، حالت او را به صورت سجده بزرگ‌سالان درآوریم، بهتر است همان رفتار کودکانه او را تشویق و تأیید کنیم. تشویق، سبب می‌شود که این رفتار مطلوب، بارها و بارها تکرار شود.

2. عبادت جمعی و تأثیر آن در نمازخوانی فرزندان
برای آنکه پدر و مادر از پس نقش الگویی و آموزشی خود به‌خوبی برآیند، بهتر است به همراه فرزندان و دیگر اعضای خانواده، فریضه نماز را به‌صورت دسته‌جمعی به جا آورند. بدین ترتیب، هم امکان سهل‌انگاری در نماز به کمترین اندازه می‌رسد، و هم فریضه دینی به شکل گروهی و منظم انجام می‌گیرد. همچنین این کار سبب افزایش ارتباط عاطفی و روحیه هم‌دلی و هم‌بستگی میان اعضای خانواده می‌شود.

3. پرهیز از رفتارهای ناخوشایند
والدین برای واداشتن کودکان به نماز ، نباید رفتارهای ناخوشایند از خود نشان دهند تا کودک از انجام فرایض دینی، زده نشود. مانند:

ـ اعمال قدرت و مجبور کردن کودک به نماز ؛

ـ گرفتن وقت تفریح کودک مانند: وقت بازی و تماشای فیلم، به انگیزه نمازخواندن آن‌ها؛

ـ مقایسه فرزندان خود با سایر کودکان نمازخوان؛

ـ دعوت کودک به نماز در زمانی که به تازگی تنبیه شده است؛

ـ خسته کردن کودک یا نوجوان با برنامه‌های اضافی.

4. گفت‌وگو با فرزندان
اگرچه در تربیت الگویی، والدین باید بیشتر بکوشند تا به‌طور غیرمستقیم با رفتار خویش، فرزندان خود را به نماز و یادگیری آن علاقه‌مند کنند، گاهی آن‌ها به‌سادگی و آسانی، حاضر به اصلاح رفتار خویش درباره نماز نیستند. از این‌رو، والدین باید با دلیل و استدلال قوی بتوانند از راه گفت‌وگو و بحث کردن به شکلی محترمانه، رفتار او را اصلاح کنند (بافکار، 1386: 56).

5. تبشیر و انذار
یکی از روش‌های تربیتی پیامبران الهی برای هدایت مردم به سوی ارزش‌های الهی، بشارت دادن بوده است؛ یعنی به مردم بشارت می‌داده‌اند که بعد از انجام این تکالیف، چه عطایایی نصیب شما می‌شود. با استفاده از این روش و بشارت دادن فرزندان به عواقب نیکوی اقامه نماز، می‌توان گامی مهم برای نمازخوان کردن کودکان برداشت.

انذار را به خبر دادنی که همراه با ترساندن باشد، معنا کرده‌اند. مقتضای عدل الهی این است که پیش از وقوع مجازات، آگاهی کافی درباره آن ایجاد شود؛ زیرا کسی حقیقتاً باید مجازات شود که از روی آگاهی و عمد به کار خلاف دست زند. بر حسب طبیعت انسانی و اقتضای سن، والدین می‌توانند فرزند را از عاقبت ترک نماز و سبک شمردن آن انذار کنند و به سوی نماز سوق دهند. به نظر می‌رسد روش تبشیر و انذار برای کودکانی که معنای آن را درک می‌کنند، مناسب است و برای کودکان در سنین پایین، کارایی ندارد (خلجی، 1384: 48).
یکی از روش‌های تربیتی پیامبران الهی برای هدایت مردم به سوی ارزش‌های الهی، بشارت دادن بوده است؛ یعنی به مردم بشارت می‌داده‌اند که بعد از انجام این تکالیف، چه عطایایی نصیب شما می‌شود. با استفاده از این روش و بشارت دادن فرزندان به عواقب نیکوی اقامه نماز، می‌توان گامی مهم برای نمازخوان کردن کودکان برداشت.

6. هماهنگی خانه و مدرسه و جامعه در آموزش مسائل دینی
یکی از عوامل مۆثر در تکوین شخصیت علمی و معنوی و جسمی کودک، ایجاد هماهنگی و همکاری مثبت و سازنده بین خانه و مدرسه و جامعه است. برای رسیدن به اهداف تربیت دینی و ترویج فرهنگ نماز، همکاری همه ارگان‌ها و نهادها، به‌ویژه نهادهای فرهنگی و تربیتی ضرورت دارد. خانه و مدرسه و جامعه در انجام دادن وظایف تربیتی و پرورش مسائل دینی، مکمل یکدیگرند.

لازم است تلاش دست‌اندرکاران تعلیم و تربیت بر این باشد که پیوندی واقعی (نه ظاهری و صوری) بین خانه و مدرسه و جامعه ایجاد کنند. با این‌گونه پیوند، هم خانه به فضایی اسلامی و آکنده از ارزش‌های معنوی تبدیل می‌شود، و هم مدرسه، نقش سازنده و هدایتگری در زمینه ارزش‌های دینی می‌یابد. از این‌رو، با هماهنگی و یکسانی فضای حاکم و ارزش‌های معنوی و دینی در خانه و مدرسه، بسیاری از تعارضات و مشکلاتی که ممکن است برای کودکان در نتیجه ناهماهنگی بین خانه و مدرسه و جامعه ایجاد شود، برطرف می‌شود (مطهری، 1379: 21).

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1034
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
کودکتان شب ها بیدارمی ماند؟ خواب را به شما حرام کرده است،کم خوابی داردو یا بعد از یک چرت ساده تمام شب را بیدار است؟نگران نباشید

 کودکتان شب ها بیدارمی ماند؟ خواب را به شما حرام کرده است،کم خوابی داردو یا بعد از یک چرت ساده تمام شب را بیدار است؟نگران نباشید ! میخواهیم با این ۴ روش ساده مشکلتان را به آسانی حل کنیم اگر می‌خواهید نوزادتان شب ها به راحتی بخوابد و شما هم شب های آرامی داشته باشید، از حالا شروع کنید: . همان طور که همه پدر و مادرهای جدید هم می دانند، بیدار شدن در طول شب در همه نوزادان مشترک است. اغلب در هفته های اول تولد، نوزاد چند بار در طول شب برای شیر خوردن بیدار می شود و خواب شما را مختل می کند. با وجود این، حتی در روزهای اول هم می‌توانید در نوزادتان عادات خوب خوابیدن را ترغیب کنید. تفاوت آشکاری بین روز و شب ایجاد کنید. این تفاوت را می‌توانید با چهار روش ساده به وجود آورید.

الف- برای خواب شبانه نوزاد، محیط را تاریک نگه دارید و هنگام شیردهی شبانه از حداقل نور استفاده کنید. ب- وقتی نوزاد آرام شد و به خواب رفت سعی نکنید با وسواس زیاد مرتب به اتاقش بروید و او را چک کنید. شما با این کار خواب او را به هم می‌ریزید. سعی کنید وقتی صدای گریه اش را شنیدید به سراغش بروید. پ- باید یاد بگیرید گریه های واقعی را از بی‌قراری برای خواب تشخیص دهید. نوزادتان به طور طبیعی به مرحله سبکتر خوا

ب در فواصل متفاوتی می‌رسد و ممکن است، بی‌قراری کند. فقط وقتی این گریه ها به طور کامل شدت یافت به آنها جواب دهید.

 ت- سعی کنید محیط در شب زیاد بر نوزادتان اثر نگذارد. موقع شیر دادن و تعویض پوشک نوزاد آرام و ساکت باشید و هنگامی که واقعا لازم است پوشکش را تعویض کنید. جای آرامی برای خواب نوزاد فراهم کنید. در تختخواب نوزاد از اسباب بازی‌هایی که صدا و نور تولید می‌کنند، استفاده نکنید. سعی کنید موقع خواب، حالت آرام و ساکتی ایجاد کنید.

ث -همچنین ایده خوب دیگر این است که فضای گرم، نرم و راحتی را برای خواب از همان ابتدا فراهم کنید. بیشتر نوزادان در یک تختخواب بزرگ نمی‌خوابند، اغلب گهواره را ترجیح می‌دهند. یک موسسه تحقیقاتی توصیه می‌کند ایمن ترین جا برای نوزادتان در ۶ ماه اول تولد، خوابیدن در یک تخت در اتاق شماست. این کار شیر دادن در شب را نیز برای شما آسانتر می‌کند. اجازه دهید نوزادتان خودش یاد بگیرد که بخوابد و آرام شود. اکثر والدین می‌خواهند شیوه هایی برای خواباندن و آرام کردن به کار گیرند تا نوزاد به خواب رود. چه کسی می‌تواند چنین والدینی ر ا سرزنش کند! اگر نوزادتان همیشه متکی به شیوه هایی باشد که شما برای خواباندن او به کار می‌برید خوابیدن خودش را یاد نمی‌گیرد و این به معنی این است که اگر در طول شب بیدار شود نمی تواند به تنهایی دوباره بخوابد. همیشه وقتی او خواب آلوده می‌شود، او را پایین بگذارید. شما باید بتوانید این کار را از حدود ۳ ماهگی انجام دهید. وقتی عادت کرد به تنهایی بخوابد و بیدار شود، و دوباره خودش در طول شب بخوابد دیگر مشکلی ندارید. یک نوزاد بیش از حد خسته، برای خوابیدن در شب مشکل خواهد داشت. بنابراین فرصت چرت‌های روزانه را به امید اینکه شب خواب بهتری داشته باشد با حقه و کلک از او نگیرید. چرت‌های روزانه او را براساس سنش برنامه ریزی کنید. برای مثال، در یک ماهگی نوزادتان به حدود ۶ساعت خواب روزانه نیاز دارد. در ۳ ماهگی ۴تا ۵ ساعت، در ۶ ماهگی ۳ تا ۴ ساعت، این ساعات را به چند قسمت در طول روز تقسیم کنید. زمان خواب را همیشه آرام و یکنواخت و در یک قالب معین قرار دهید. شما می‌توانید تعیین وقت خواب یکنواخت و معین را از ۲ ماهگی شروع کنید. هم نوزاد و هم شما به آن علاقه مند خواهید شد. یعنی زمان معین هر روز باید یکنواخت باشد. این ساعت می‌تواند بین ۶ تا ۸ بعد ازظهر باشد. ۳۰ تا ۶۰ دقیقه قبل از وقت خوابیدن می‌توانید کارهایی از قبیل داستان گفتن، حمام کردن، تعویض پوشک یا لباس‌های نوزاد، ماساژ بدن نوزاد، یا آخرین وعده شیر دادن را قرار دهید. استفاده از همه این روش‌ها، کمک می‌کند تا نوزادتان استراحت کند و خستگی اش تمام شود. ولی باز هم به یاد داشته باشید، نوزاد را وقتی هنوز بیدار ولی خواب آلود است، پایین بگذارید.

مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1068
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
حال که از محبت به فرزند صحبت به میان آمد، سوال این است که چقدر به آنها محبت کنیم؟

کودکان لوس در مقابل سختى ها حساس مى شوند و درمقابل لذت ها بى تفاوت ، هم چون ساقه نازک یک درخت کوچک در مقابل هر نسیمى مى لرزند و کوچک ترین حادثه سوئى آنان را ناراحت مى کند، تا جائى که یک حادثه کوچک این فرزندان ناز پرورده را به فکر خودکشى مى اندازد!

محبت به کودک
حال که از محبت به فرزند صحبت به میان آمد، سوال این است که چقدر به آنها محبت کنیم؟ آیا محبت کردن به معنای این است که در برابر کارهای بد و ناپسند آنها سکوت کنیم؟ اگر آنها را زیاد ببوسیم و نوازش کنیم ، لوس و بی مسئولیت نمی شوند؟ چه کار کنیم که فرزندانمان مملو از عشق و محبت ما شوند و از طرفی لوس هم نشوند؟

 اول اعتدال در محبت
در ابراز محبت و تکریم شخصیت کودک، نباید راه افراط را پیمود.زیرا در آن صورت علاوه بر این که نمى توان نتیجه صحیح تربیتى گرفت ، بلکه شخصیت کودک در اثر زیاده روى والدین در ابراز محبت هاى نابه جا، لطمه جبران ناپذیرى خواهد خورد. چرا که این کودک از خود راضى ، از جامعه توقعات و انتظارات نابه جایى خواهد داشت و در صورت بى اعتنایى دیگران به این خواسته هاى بى مورد،کودک ناز پرورده از زندگى بیزار و مایوس شده و دچار عقده حقارت خواهد شد. آرى :

ناز پرورده تنعم نبرد راه به جاى                     عاشقى شیوه رندان بلاکش باشد

 به عنوان مثال بعضی ها از شدت علاقه به فرزند ، هیچ گونه مسئولیتی به او نمی دهند و با گفتن این که هنوز بچه است ، خودشان تمام کارها را انجام می دهند. پسر سی و دو ساله ای را می شناسم که هنوز بیکار است و هر زمان کاری برای او پیدا می شود، مادرش آن کار را رد می کند و می گوید: وای آخه بچم این همه، تو راه باشه!؟ و یا آخه ساعت کاریش زیاده ، بچم خسته می شه... این در حالی است که پدر پیر و مریض او تا اواخر شب در حال کار کردن است!!!

امام باقر علیه السلام مى فرماید: بدترین پدران آن هایى هستند که در نیکى و محبت کردن به فرزندان خود زیاده روى نمایند. (تاریخ یعقوبى ، ج 2، ص 320)
 
استاد شهید مرتضى مطهرى رحمة الله ، در مورد آثار زیان بار افراط در محبت کودکان مى نویسد:

رو سو کتابى دارد به نام امیل که در فن تربیت کودک نوشته است . کتاب جالبى است ، امیل نام کودک فرضى و افسانه اى است که وى در کتاب خود او را تحت تربیت قرار مى دهد و به پرورش همه جنبه هاى جسمى و روانى او توجه مى کند. در همه موارد ایده روسو این است که امیل را درحال ممارست با طبیعت و پنجه در پنجه طبیعت و در دامن سختى ها پرورش دهد.

وى معتقد است که بدبخت ترین کودکان ، آن هایى هستند که والدین آن ها، آنان را در ناز و نعمت پرورش مى دهند؛ نمى گذارند سردى و گرمى دنیا را بچشند و پستى و بلندى جهان را لمس کنند، این گونه کودکان در مقابل سختى ها حساس مى شوند و درمقابل لذت ها بى تفاوت ، هم چون ساقه نازک یک درخت کوچک در مقابل هر نسیمى مى لرزند و کوچک ترین حادثه سوئى آنان را مى کند، تا جائى که یک حادثه کوچک این فرزندان ناز پرورده را به فکر خودکشى مى اندازد. و از آنطرف هر چه موجبات لذت به آن ها داده شود، به هیجان نمى آیند و نشاط پیدا نمى کنند.این گونه انسان ها هرگز طعم نعمت ها را درک نمى کنند، گرسنگى نچشیده اند تا مزه غذا را فهمند، بهترین غذاها براى ایشان کم ارج تر و کم لذت تر از نان جوینى است یک بچه دهاتى مى خورد.( عدل الهى ، ص 187 و 188).

به همین جهت امام کاظم علیه السلام فرمود: چه خوب است که فرزندان را در کودکى به کارهاى سخت و تحمل مشکلات وادار کرد تا در بزرگى حلیم و بردبار باشند. (وسائل الشیعه ، ج 21، ص 479).
 
سعدى با نقل حکایتى این واقعیت را به نحو زیبایى ترسیم مى کند: پادشاهى با غلامى در کشتى نشسته بود. غلام هرگز دریا ندیده بود و محنت کشتى نیازموده ؛ گریه و زارى آغاز کرده و لرزه بر اندامش افتاد. چندان که ملاطفت کردند آرام نیافت .

ملک را عیش از او منغض شد و چاره ندانستند. حکیمى در آن کشتى بود، گفت اگر فرمائى من او را خاموش کنم ؟ پادشاه گفت : غایت لطف باشد. حکیم فرمود:تا غلام را به دریا انداختند. بارى چند غوطه بخورد. پس ، از مویش گرفتند و سوى کشتى آوردند. غلام به هر دو دست در سکان کشتى آویخت . چون برآمد به گوشه اى نشست و قرار یافت . ملک را تدبیر حکیم پسند آمد.


گفت : در این چه حکمت بود؟ گفت :اى خداوند! غلام از اول ، محنت غرق شدن نچشیده بود و قدر سلامت کشتى را نمى دانست. هم چنین :قدر عافیت کسى داند که به مصیبتى گرفتار آید. (گلستان سعدى ، باب اول ، حکایت 7)

اگر بچه هر چه می خواهد در اختیار داشته باشد، تا آخر عمر از دیگران ، از همسرش، از همکارانش همین توقع را خواهد داشت و  طبیعتا آنها هم نمی توانند همه خواسته های او را انجام دهند و ناراحتی آن برای فرزند ما خواهد بود.

توجه داشته باشید که محبت با مسئولیت ندادن به بچه، انجام خواسته های نابه جای او و سکوت در برابر کارهای ناپسند متفاوت است.به قول معروف هر چیز به جای خود نیکوست.
 
قاطع ‌بودن
وقتی‌ صحبت‌ از قاطع ‌بودن‌ به‌ میان‌ می ‌آید، برخی‌ از والدین‌ تصور می‌کنند که‌ جدی‌ و قاطع‌ بودن‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌ مثلاً پرخاشگر هم‌ باشیم‌ و یا این‌ که‌ چنانچه‌ فرزندمان‌ از ما پیروی‌ نکرد، با زور و خشونت‌ مواردی‌ را به‌ او تحمیل‌ کنیم و یا به او محبت نکنیم و نگوییم که دوستش داریم.

حال‌ آن‌ که‌ در مقوله‌ های‌ تربیتی، قاطع‌ و جدی‌ بودن‌ به‌ این‌ معناست‌ که‌ از اصولی‌ پیروی‌ کنیم‌ و قوانینی‌ برای‌ فرزندانمان‌ داشته‌ باشیم، به‌ علاوه، اصرار به‌ اجرای‌ آن‌ قوانین‌ در خانواده‌ وجود داشته‌ باشد. ثبات‌ خُلق‌ و ثبات‌ اندیشه‌ و رفتار در والدین‌ ضروری‌ است. چنانچه‌ اصول‌ تربیتی‌ خود را تغییر دهیم‌ و به‌ گفته‌ های‌ خود چندان‌ اعتقادی‌ نداشته‌ باشیم، فرزندان‌ به‌ اصول‌ و قوانین‌ خانواده‌ پایبند نخواهند شد.

تشویق‌ و تنبیه‌ دو روش‌ متفاوت‌ تربیتی‌ هستند و بایستی‌ ویژگی‌هایی‌ داشته‌ باشند تا مۆثر واقع‌ شوند. این‌ دو روش‌ چنانچه‌ به‌ موقع‌ و با اصول‌ درست‌ اعمال‌ گردند، می ‌توانند از لوس شدن کودکان‌ جلوگیری‌ کنند. معمولاً کودکان‌ لوس، والدین‌ تسلیم‌ شونده‌ دارند. آنها در مقابل‌ خواسته‌ های‌ کودک‌ فوراً تسلیم‌ می‌شوند و هر آن‌ چه‌ که‌ او طلب‌ کند، برایش‌ فراهم‌ می‌کنند. در خانواده‌ای‌ که‌ کودک‌ لوس‌ پرورش‌ داده‌ می‌شود، اثری‌ از روش‌های‌ تنبیهی‌ مناسب‌ دیده‌ نمی ‌شود.

زخم زبان و تنبیه بدنی به نگرش بچه ها آسیب میی رساند ؛ اما بعکس محدودیت های معقول و مناسب سن کودک واقعا عزت نفس را در او پدید می آورد . برخورد قاطعانه ، اما محترمانه با فرزندان ، عشق و علاقه را نشان می دهد . شما می توانید با رعایت  تعادل حساس بین بیان عشق بدون شرط ، حمایت از مهارت های رشدی کودک و توقع انتظار رفتار پسندیده ، عشق و محدودیت را همزمان برقرار کنید.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1095
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
شاید فکر کنید که برای کنترل کودکان پر انرژی هیچ راهی وجود ندارد اما ما نکاتی را در اینجا برایتان آورده‌ایم که می‌توانید این انرژی را کنترل کنید....

کودکان پر انرژی. ما با این کودکان برخورد کرده‌ایم. زمانی که در رستورانی نشستیم و کودکان میز بغل را نگاه می‌کنیم و با خود می‌گوییم: «وای.. کودکان من هرگز این گونه نخواهند شدو حال شما کودکی را به دنیا آورده‌اید که درست مانند او پر از انرژی است. شاید فکر کنید که برای کنترل این انرژی هیچ راهی وجود ندارد اما ما نکاتی را در اینجا برایتان آورده‌ایم که می‌توانید این انرژی را کنترل کنید.

به رژیم غذایی او توجه کنید

اگر کودکی پر انرژی دارید، به رژیم غذایی او دقت کنید. مقدار مواد مصرفی چون کافیین، محصولات گندمی (نان، بیسکویت، کیک) و دیگر مواد شیمیایی را در رژیم غذایی او کنترل کنید. برچسب‌های محصولات را بخوانید و از مقدار قند مصرف شده در مواد غذایی و نوشیدنی‌های آن آگاهی یابید. به دنبال سالم‌ترین مواد غذایی مانند اسنک‌هایی که در بیرون از خانه مصرف می‌کنید، باشید.

به دنبال فعالیت‌هایی برای کودکتان باشید

بعضی از مردم معتقدند که ورزش برای کودکان در سنین پایین مناسب نیست اما کودکان پر انرژی احتیاج به سوزاندن کالری دارند. به دنبال فعالیت‌هایی باشید که احتیاج به دویدن، پریدن، رقصیدن و تحرک دارد. به جای رفتن به کتابخانه، او را به کلاس شنا یا دیگر کلاس‌های ورزشی بفرستید تا انرژی بسوزاند.

با کودکتان بازی کنید

کودکان پر انرژی احتیاج به تعامل از سوی دیگران دارند. این کودکان نمی‌توانند ساعت‌ها رو به روی تلویزیون بنشینند یا کتاب بخوانند در حالی که شما اطراف خانه می‌چرخید. برای آنها وقت بگذارید و با آنها بازی کنید.

اسباب بازی‌هایی برای او بخرید که احتیاج به تحرک و فعالیت دارد

کودکان پر انرژی تحرک را دوست دارند. آنها به دنبال اسباب بازی‌هایی مانند دوچرخه سواری، توپ‌بازی، هولا هوپ هستند که احتیاج به فعالیت دارد. این کودکان از خواندن کتاب یا نقاشی کردن کسل می‌شوند و معمولا نمی‌توانند آرام مقابل تلویزیون به مدت طولانی بنشینند.

تا جایی که می‌توانید تلویزیون را خاموش کنید

تحقیقات نشان داده که بازی‌های رایانه‌ای و تلویزیون منجر به مشکلات رفتاری می‌شود. کودکان زیر 3 سال، هر چه بیشتر تلویزیون ببینند، بیشتر در معرض مشکلات در مدرسه قرار خواهند گرفت. به ازای هر ساعت تماشای تلویزیون در روز، احتمال ایجاد مشکلات رفتاری در کودکان تا 10% افزایش می‌یابد. به عنوان مثال تماشای 2 ساعت تلویزیون در روز برابر با احتمال 20% مشکلات رفتاری در کودکان است.

بر رفتارهای مثبت او تمرکز کنید

با کودکان پرانرژی معمولا بد رفتاری می‌شود. مطمئنا آنها جمله‌هایی مانند «بنشین» «نپر» را بارها شنیده‌اند. سعی کنید به جای این کار از او تعریف کنید. اگر او هنگامی که شما با فرد دیگری در حال صحبت هستید یا در مطب پزشک منتظر نشسته‌اید، آرام بود، او را تحسین کنید. به او بگویید که شما متوجه رفتار خوب او شده‌اید. اگر او در سوپر مارکت آرام کنار شما قدم زد و مانند همیشه نپرید و جست و خیز نکرد، از او تشکر کنید و به او بگویید که به داشتن همچین کودکی افتخار می‌کنید.

کودکان پر انرژی کودکان بدی نیستند. آنها معمولا کنجکاو و پر از زندگی هستند و هیچ وقت نمی‌خواهند به شما آزار برسانند. به جای ممانعت از او، سعی کنید رفتارهای او را مدیریت کنید. در این صورت محیطی آرام‌تر برای خود و خانوده خود خواهید داشت.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1054
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
این روزها تابستان و زمستان بچه‌ها به هم گره خورده و دیگر مانند گذشته تابستان را با شور و هیجان بازی کودکان نمی‌توان دید



این روزها تابستان و زمستان بچه‌ها به هم گره خورده و دیگر مانند گذشته تابستان را با شور و هیجان بازی کودکان نمی‌توان دید. یکی از دلایل این موضوع تغییر زندگی امروزه و هوشمند‌تر شدن آن است و دنیایی که افرادی تیزتر و باهوش‌تر طلب می‌کند. شاید هم به همین دلیل والدین فکر می‌کنند نباید هیچ فرصتی را از دست بدهند و با آخرین امتحان فرزندشان، ‌دست به کار ثبت‌نام کلاس‌های تابستانی می‌شوند که اغلب هم شکل چشم ‌و هم‌چشمی دارد. تصور بیشتر والدین این است که با ثبت‌نام انواع و اقسام کلاس‌ها می‌توانند تابستانی پربار برای فرزندشان رقم بزنند والدین قبل از هرکاری بایدکودک خود را بیشتر بشناسند و بدانند چطور با کمک خود او امسال را آنطور که خودش دوست دارد، برنامه‌ریزی کنند. مهدکودکی‌ها برنامه تابستانی می‌خواهند کلاس تابستانی برای کودکانی که به مهدکودک می‌روند بستگی کامل به نحوه برنامه‌ریزی 9ماه سال دارد. باید مشخص شود که والدین در این مدت کودک را فقط برای نگهداری به مهدکودک سپرده‌اند یا جنبه یادگیری هم برایشان اهمیت داشته. در سال‌های اخیر یادگیری بخش بسیار مهمی در مهدکودک‌هاست هرچند تا پیش از 5سالگی توصیه به یادگیری نمی‌شود. برخی والدین کودکان‌شان را به مهدکودک‌های دوزبانه می‌سپارند در حالی که کودک هنوز زبان مادری‌اش برایش جا نیفتاده است. بهترین حالت این است که در 9 ماه سال آنقدر به کودک سخت نگیرید که در تابستان مجبور شوید به او ارفاق کنید و مثلا اجازه دهید تا ظهر بخوابد و برنامه غذایی‌اش هم به هم بریزد. به ریتم کودک توجه کنید! جدا از ضرورت کلاس‌های آموزشی تابستانی برای کودکان، والدین باید بدانند که کودک ریتم‌های بیولوژیکی دارد که ازجمله آنها می‌توان به ریتم تغذیه،‌ خواب و یادگیری اشاره کرد. معمولا والدین از اهمیت این ریتم‌ها آگاه نیستند و از آنجا که خودشان والدین منظمی نیستند کودک را در خانه نگهداری می‌کنند و ریتمش را به هم می‌زنند. مثلا مادر چون خودش دوست دارد بخوابد کودک را هم با خود همراه می‌کند یا خانمی که شاغل است و شب‌ها دیر می‌خوابد کودکش را هم دیر به رختخواب می‌برد. براساس گفته روانشناسان مهم‌ترین ریتم در کودک ریتم خواب است که حتی از غذا هم اهمیت بیشتری دارد. اگر فرض بر این باشد که ریتم کودک در دوره مهدکودک یک ریتم آهسته و پیوسته بوده است و کودک ساعت 8 صبح در مهد بود و 12 به خانه برمی‌گشته دیگر کودک نباید در تابستان دیر بخوابد یا دیر بیدار شود و به طور خلاصه دچار بی‌برنامگی شود زیرا در این حالت به او آسیب وارد می‌شود. به زمان یادگیری توجه کنید کودکان در دنیایی در حال بزرگ شدن هستند که بسیار هوشمند است و لازمه این هوشمندی، بچه‌هایی تیز و باهوش است تا با وجود امکانات زیاد پشتکار بیشتری به خرج دهند. نکته مهم آن است که نباید محتوای آموزشی زودتر از موعد آغاز شود. توصیه می‌شود تا پیش از 5 سالگی بازی و وسایل حسی و حرکتی در اولویت باشد. فعالیت‌هایی مانند اسکیت، دوچرخه‌سواری و کلاس‌های ورزشی و بردن کودک به فضای بازی با همسالان بهترین گزینه‌های سرگرمی کودک زیر 5 سال در تابستان است. بعد از 5 سالگی باید برنامه‌هایی متناسب با نیمکره چپ که مخصوص یادگیری است، ترتیب داده شود و برنامه آموزشی متناسب با حوصله، وقت و علاقه فرزندان به آنها داده شود. از سوی دیگر بهترین زمان یادگیری کودک قبل از ظهر است و در واقع موتور حسی و حرکتی پیش از ظهر تنظیم می‌شود. قرار نیست «یانی» شود والدین تصور می‌کنند که بازی و ورزش فقط موتور حسی و حرکتی کودک را به کار می‌اندازد و بنابراین چندان در یادگیری موثر نیست در حالی که با وجود آنکه یادگیری مستقیم نیست اما هوش کودک را تقویت می‌کند. یکی از مشکلات والدین این است که از برنامه‌های تابستانی خروجی می‌خواهند و مدام فرزندشان را پایش می‌کنند و از او درباره آنچه یاد گرفته، سؤال می‌کنند در حالی که این حالت کودک را از یادگیری بیزار می‌کند. همین که او طاقت می‌آورد و در کلاس می‌نشیند و به صورت شنیداری مطلبی را یاد می‌گیرد کافی است. قرار نیست کودک شما در 7 سالگی پیانیست حرفه‌ای شود و همین که عطش یادگیری دارد، کافی است. کمال‌گرایی در به موفقیت رساندن کودکان آنها را شاد بار نمی‌آورد. کودک می‌تواند موفقیت را در زندگی‌اش پله‌به‌پله به دست بیاورد اما شادی را نمی‌توان جبران کرد. گاهی نیازی به آموزش ندارد تابستان یک فرصت استراحت برای کودک است برای آنکه آن‌طور که دلش می‌خواهد زندگی کند. همین که او احساس کند قرار نیست به کسی جواب بدهد، اضطراب او را کم می‌کند. بنابراین در مورد مسائل آموزشي باید محتاط برخورد شود. اگر کودکی مبنای پایه درسی‌اش را در ذهنش نشانده مرور چند باره آنها باعث می‌شود از تابستان لذت نبرد و با به هم ریختن برنامه‌ریزی والدین اعتمادش را به پدر و مادر از دست بدهد. تک‌بعدی نگاه کردن به فرایند هوش عقلانی و یادگیری درسی باعث می‌شود هوش هیجانی کودک دچار مشکل شود و از نظر رفتاری کودک نابهنجار‌شود یا اعتماد به نفس کمی پیدا ‌کند یا حتی بی‌انگیزه شود. محتوا را تغییر دهید بسیار واضح است که کودک نباید از روال زندگی مفید خارج شود. آنچه باید در تابستان تغییر کند،‌ محتواست. بهتر است کودک در همان ساعت از خواب بیدار شود و به فعالیت بپردازد اما تفاوت اینجاست که باید برنامه‌ای باشد که او خودش دوست دارد یا ضرورتی باشد که مشخص است مانند ورزش. او 9ماه از سال را آموزش گرفته و اگر قرار باشد این روال در تابستان هم ادامه پیدا کند، باید با خواست کودک هماهنگ باشد و برایش اولویت داشته باشد. برخی کودکان خودشان از آموزش مستقیم استقبال می‌کنند و کلاس‌هایی مانند نقاشی یا زبان را ترجیح می‌دهند اما برخی دیگر بازی را دوست دارند كه باید با حفظ چارچوب برنامه‌ و محتوا هماهنگ با کودک مشخص شود. بگذارید خودش ‌انتخاب کند نکته حائز اهمیت اینجاست که کودک خود نیز باید در برنامه‌ریزی‌های تابستانی شرکت داشته باشد. به عنوان مثال اگر قرار است 3 برنامه مشخص در تابستان دنبال شود، 2برنامه آن انتخاب خود او باشد تا متوجه شود که والدین به او توجه دارند و او را می‌بینند. اگر والدین، کودک را تحت فشار قرار دهند بعد از آنکه به سن خاصی رسید، می‌تواند به راحتی والدین را کنار بزند.بنابراین باید با تعامل با کودک کلاس‌هـــــا و برنامه‌ها مشخص شود. هدف فقط تابستان امسال نیست و برنامه بلندمدت است، بنابراین کودک باید برنامه‌پذیر باشد. تابستان قرار نیست فراموشکارش کند کودک قرار نیست در تابستان همه‌چیز یادش برود. برخی مطالب در حافظه خودآگاه می‌مانند، مثلا هر وقت از کودک بپرسید جمع2 و 2 چند می‌شود، سریع جواب می‌دهد 4 اما برخی از مطالب در حافظه ناخودآگاه قرار دارد و ضروری هم نیست که در خاطر بماند مثلا شاید یادش برود که پرنده جزو کدام گروه از حیوانات است. او آنچه برای پایه بعدی ضروری است با خود می‌آورد و اگر هم یادش برود در کلاس درسی در هفته اول مرور می‌شود و دوباره به‌خاطر می‌‌آورد، اما می‌توانید با کودک توافق کنید، به‌عنوان مثال هفته‌ای یک بار بازی و ریاضی یا بازی با کلمات را مرور کنید. اگر کودک بزرگ‌تر از10 سال دارید، باید به طور واضح به او بگویید در وقت مشخصی مروری بر درس‌هایش داشته باشد.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1056
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 3 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
کمبود اسیدهاى چرب ضرورى مى تواند موجب آلرژی هایى از قبیل آسم و اگزما و همچنین بیش فعالى شود.


کمبود اسیدهاى چرب ضرورى مى تواند موجب آلرژی هایى از قبیل آسم و اگزما و همچنین بیش فعالى شود. اما این عوارض را مى‌توان با مصرف مکمل هاى اُمگا-3 که در روغن ماهى به مقدار فراوان وجود دارد، کنترل کرد.

 غذاهاى حاوى پروتئین میزان یادگیرى را افزایش مى‌دهند. همچنین زمینه لازم براى ارتباط بین سلول هاى مغز را فراهم مى‌کنند. از سوى دیگر کربوهیدرات ها ، انرژى بخش هستند، اما اگر به مقدار زیاد و بدون پروتئین کافى مصرف شوند، موجب خواب آلودگى مى‌شوند.

چه غذاهایی میزان یادگیری کودک را افزایش می‌دهند؟

کمبود اسیدهاى چرب ضرورى موجب آلرژى(حساسیت)  و مشکلات یادگیرى شامل کم توجهى و اختلالات بیش فعالى  مى‌شود.

تغذیه ی سالم در هر سنى مهم است، اما براى کودکان در حال رشد مهم تر است. مخصوصاً اگر در یادگیرى دروس خود مشکل داشته باشند.

غذاهاى گوشتى اغلب خوشمزه و تازه تر هستند. به علاوه در معرض آفت کش ها و مواد شیمیایى نیز نبوده‌اند. بچه‌هاى کوچکتر بیشتر به غذا و همینطور مواد شیمیایى هوازى حساسند. پس آنها بیش از همه از غذاهاى گوشتى استفاده مى‌کنند. آلرژى مانع رفتن کودک به مدرسه نمى‌شود، اما بر یادگیرى او تأثیر مى‌گذارد.

طبق تحقیقات، آنچه نوجوانان مى‌خورند بر یادگیرى آنان تأثیر مى‌گذارد. به گفته دکتر بونى اسپرینگ از دانشگاه تگزاس ، صبحانه بیش از دیگر وعده‌هاى غذایى مؤثر است.

بچه هایی که همراه صبحانه مقدار زیادى پروتئین مصرف مى‌کنند، بیش از آنهایی که غذاى غنى از کربوهیدرات مصرف مى‌کنند، در یادگیرى دروس خود موفق هستند.

متأسفانه بیشتر کودکان پیش از رفتن به مدرسه به جاى مصرف پروتئین، بیشتر غذاهاى حاوى کربوهیدرات مصرف مى‌کنند. در عوض هنگام شام غذاى پُر پروتئین مى‌خورند که مانع خواب آنها نیز مى‌شود.

کودکان به چه غذاهایى نیاز دارند؟

پروتئین

کودکان دبستانی (11-7 ساله) به 5 وعده پروتئین  در روز نیاز دارند که باید در صبحانه و ناهار مصرف شود. منابع غذایى پروتئینى شامل گوشت، مرغ ، تخم مرغ  ، ماهى  ، حبوبات  (عدس، لوبیا، سویا و ...)،  

کربوهیدرات

کودکان دبستانی روزانه به 7 وعده کربوهیدرات و در هر وعده (نصف فنجان حبوبات، ماکارونی یا برنج یا یک برش نان گندم) نیاز دارند.

به علاوه 5 وعده میوه و سبزیجات (هر وعده نصف فنجان میوه‌هاى ریز شده و رنگارنگ) نیاز دارند. ترکیب کربوهیدرات ها (گندم ، حبوبات ، ماکارونی و سبزیجات) با غذاهاى حاوى پروتئین موجب یک تغذیه متعادل‌تر شده و کودک شما را هوشیارتر مى‌کند.

زمانی که کودکان رفتن به مدرسه را آغاز مى‌کنند، بیش از 50 درصد کالرى مصرفى آنها، روزانه صرف این کار مى‌شود.

برخلاف دیگر اعضاى بدن ، مغز 24 ساعت روز را کار مى‌کند و گلوکز (قند ساده‌اى که هنگام هضم کربوهیدرات ها به وجود مى‌آید) تنها سوختى است که مغز براى فعالیت نیاز دارد. در حالیکه سلول هاى دیگر بدن، پروتئین و چربی ها را به گلوکز تبدیل مى‌کنند، ولی سلول هاى مغزی نمى‌توانند این کار را انجام دهند.

چربی‌ها

کودکان دبستانی به 5 وعده چربى  در روز نیاز دارند که شامل یک قاشق چایخورى روغن یا مایونز و یک قاشق چایخورى کره است.

شاید همه از مصرف چربى واهمه داشته باشند، ولی باید انواع خوب آن را براى حفظ یادگیرى مورد استفاده قرار دهند. دو سوم آن باید از چربی هایى مانند روغن های گیاهی (کانولا، زیتون، سویا، ذرت، آفتابگردان و ...) و گردو  بوده و بیش از یک سوم آن را چربی هاى اشباع مانند کره ی پاستوریزه تشکیل دهد.

کمبود اسیدهاى چرب ضرورى مى تواند موجب آلرژی هایى از قبیل آسم  و اگزما  و همچنین بیش فعالى شود. اما این عوارض را مى‌توان با مصرف مکمل هاى اُمگا-3 که در روغن ماهى به مقدار فراوان وجود دارد، کنترل کرد.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1047
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
شاید مهمترین دلیلی كه والدین ترجیح می دهند كودك را به جای سپردن به مهد كودك یا پرستار بچه نزد اقوام بگذارند،اعتمادی است كه بستگان خود دارند.

بعضی از والدین ترجیح می دهند بعد از دو سالگی، نگهداری از كودك را به مهد كودك یا پرستار بچه واگذار كنند.

شاید مهمترین دلیلی كه والدین ترجیح می دهند كودك را به جای سپردن به مهد كودك یا پرستار بچه نزد اقوام بگذارند،اعتمادی است كه بستگان خود دارند. والدین مطمئند كه كسی كه به فرزندشان غذا می دهد یا جایش را عوض می كند، سلامتی،آرامش و خوشحال بودن كودك برایش مهم است. همچنین ،پدر و مادر خصوصیات اخلاقی و حالات روحی شخصی كه قرار است از كودكشان نگهداری كند تا حدود زیادی می شناسند.  نگرانی  والدین هم از اینكه یك فرد غریبه ممكن است چیزهائی را به كودكشان آموزش دهد كه با آنچه كودك در خانه می بیند یا یاد می گیرد متفاوت باشد با سپردن فرزندشان به بستگان برطرف می شود. ضمن اینكه وقتی كودك در خانه خود یا بستگان است امنیتش بسیار بیشتر از زمانی است كه در یك محل غریبه است. ریسك سرما خوردگی یا عفونت های مختلف مانند عفونت گوش هم در كودكانی كه در خانه نگهداری می شوند،به مراتب كمتر از بچه هائی است كه به مهد كودك می روند.از نظر اقتصادی نیز هر چند كه به هر حال نزدیكانی كه از كودك نگهداری می كنند توقعاتی دارند،اما هزینه های كلی نهایتا كمتر خواهد بود. امروزه، به خصوص تا دوسالگی، نگهداری كودك در خانه بسیار توصیه می شود.

اما طبیعتا، نگهداری از كودك به وسیله بستگان، معایبی هم دارد. ارتباط عاطفی نزدیكی كه بین كودك و شخصی كه از او نگهداری می كند ممكن است مانع از این شود كه شما بتوانید از آن فرد انتظاراتی داشته باشید یا بخواهید كارهائی كه شما مایلید انجام دهد یا به روشی كه شما فكر می كنید صحیح است،رفتار كند. بخصوص اگر آن شخص مسن باشد، ممكن است نظرات شما در مورد تغذیه یا خواباندن كودك را اصلا قبول نداشته باشد. نكته منفی اینجاست كه كودك در این شرایط گیج می شود وضمنا ممكن است این مسائل روی رابطه شما با فامیلتان اثر منفی بگذارد. برای پیشگیری ،بهتر است از همان روز اول كه نگهداری از كودك را به فرد فامیل می سپارید، خواسته های خودتان و روش هائی كه دوست دارید اعمال شوند را به وضوح مطرح كنید و در مورد آنها با او به توافق برسید. مشكل دیگر این لست كه ممكن است شما پیشنهاد پرداخت مبلغی را، دوستانه،بكنید اما معمولا بستگان از قبول این پیشنهاد سر باز می زنند در حالیكه قلبا مایلند مبلغی بابت كاری كه برایتان انجام می دهند دریافت كنند و چون در قبال پرداخت هیچ ،كار می كنند ناخودآگاه آن طور كه باید و شاید با دلسوزی و دقت از فرزندتان نگهداری نمی كنند.البته ممكن است در بسیاری از خانواده ها چنین مسائلی هرگز پیش نیاید اما مواردی هم دیده شده كه در نهایت،والدین به این نتجه رسیده اند كه بهتر می بود این مسئولیت را به افراد غریبه می سپرند تا بتوانند توقعاتی هم داشته باشند.

ضمنا در مقایسه با یك فرد مسن(مثلا مادر یا مادر شوهرتان یا هر فامیل سالخورده دیگری) یك فرد جوان ،هر چند غریبه، انرژی بیشتری برای انجام كارها دارد.دویدن،ورجه وورجه كردن و سرك كشیدن یك كودك نوپا،افراد مسن را واقعا خسته می كند. بچه های دو ،سه و چهار ساله واقعا فعالند و برای رشد و اجتماعی شدن نیاز به این فعالیتهای زیاد دارند و لازم است كه فردی كه از آنها نگهداری می كند مانع فعالیتشان نشود و ضمنا مراقب امنیتشان هم باشد.

 نهایتا شما هستید كه باید با در نظر گرفتن منافع و معایب كوتاه مدت و بلند مدت سپردن فرزندتان به اقوام، تصمیم بگیرید او را به مهدكودك ،پرستار بچه یا بستگان بسپارید. بعضی از والدین ترجیح می دهند بعد از دو سالگی، نگهداری از كودك را به مهد كودك یا پرستار بچه واگذار كنند.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1056
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
والدین هر کودکی دوست دارند که کودکشان بااستعداد و باهوش باشد اما کشف استعدادهای کودکان کار ساده‌ای نیست و نیاز به ارزیابی و آگاهی بزرگترها دارد.

والدین نقش موثری در پرورش توانایی‌های طبیعی فرزندشان و تبدیل این توانمندی‌ها به استعدادهای خاص از طریق ارتباط نزدیک و نظارت بر کودکان دارند. والدین باید بدانند هر کودکی به نوبه خود خاص بوده و رشد او نیز ممکن است با کودکان دیگر متفاوت باشد. پس هر کودکی معمولا از جنبه‌های متفاوتی بسته به توانایی‌های ذاتی‌اش رشد می‌کند و ممکن است در زمینه خاصی با سایر همسالانش فرق داشته باشد.

به رغم این توضیحات به طور کلی کودکان باهوش و بااستعداد اغلب نشانه‌ها و ویژگی‌های مشترکی دارند و آگاهی از این نشانه‌ها می‌تواند به والدین در کشف استعدادهای فرزندانشان کمک کند. نشانه‌های مشترک بین کودکان بااستعداد به شرح زیر است:

- سریع به حرف آمدن

اغلب کودکان نخستین کلمات خود را در سن یک سالگی ادا می‌کنند و تعداد لغات آنها معمولا 10 مورد است. اما کودکان باهوش از شش تا 9 ماهگی نخستین لغات را به زبان می‌آورند. پس اگر کودک شما در این سنین قادر به ادای کلماتی بود و توانست جمله بسازد، نشانه‌هایی از باهوش بودن را دارد. این کودکان می‌توانند به راحتی جملات را یاد بگیرند و به خاطر بسپارند. البته این موضوع برای تمام کودکان صدق نمی‌کند. حتی کودکانی که دیر صحبت می‌کنند نیز می‌توانند باهوش باشند چرا که این زمان سپری شده به آنها کمک می‌کند تا با گذشت از مراحل ابتدایی جملات کامل‌تری را ادا کنند.

- لغات متنوع‌تر و بیشتری را ادا کردن

در کنار موضوع زود به حرف آمدن، این کودکان معمولا لغات بیشتری را ادا می‌کنند. به طور معمول یک کودک یک ساله 10 لغت را می‌گوید و تا سن دو سالگی این تعداد به 205 لغت و تا سه سالگی به 900 لغت می‌رسد در حالی که مجموعه لغات یک کودک باهوش حتی در سن 18 ماهگی نیز می‌تواند فراتر از 100 لغت باشد. کودکان معمولی لغاتی را که در خانه گفته می‌شود مانند مادر، پدر و ... را می‌گویند اما یک کودک باهوش از لغاتی استفاده می‌کند که دیگران به راحتی آن‌ها را نمی‌گویند مانند ادای زمان‌ها، حروف ربط و این استفاده کودکان از لغات گسترده تر به آنها کمک می‌کند تا در مکالمات بزرگسالان شرکت کنند.

- پرسیدن سوالات بیشتر

کنجکاوی و تمرکز زیاد، علاقه شدید به دانستن موضوعات جدید همگی از نشانه‌های هوش بالا در یک کودک است. کنجکاوی این کودکان با پاسخ‌های سطحی اقناع نمی‌شود. آنها به طور طبیعی علاقه‌مند به یادگیری‌های عمیق در زمینه‌هایی هستند که دوست دارند. این موضوع در سوالات این کودکان به وضوح مشخص است. آنها تنها به پرسش و پاسخ اکتفا نمی‌کنند و در مورد چرایی آن نیز می‌پرسند. این کودکان همچنین سوالاتی را مطرح می‌کنند که کودکان همسن آنها به آن فکر نمی‌کنند. موضوعاتی مانند مرگ و معنی زندگی و همچنین مطالب را راحت تر و سریع تر یاد می‌گیرند. این کودکان اغلب مشتاق روابط اجتماعی و فعالیت‌هایی مثل خواندن هستند.

- حساسیت نسبت به احساسات و عواطف دیگران

نحوه ابراز احساسات کودکان در موقعیت‌های مختلف هوش آنها را نشان می‌دهد. حساسیت یک کودک به عواطف دیگران علاوه بر هوش، استعداد رهبری را در وی نشان می‌دهد. کودکان بااستعداد علاقه زیادی به رهبری در موقعیت‌های مختلف در جمع کودکان دارند. آنها در کلاس درس نیز معمولا مسئول و یا حتی بر هم زننده نظم کلاس هستند.

- تنها بازی کردن

در کنار این موضوع که کودکان باهوش علاقه شدیدی به رهبری در جمع دارند، از طرف دیگر به تنها بازی کردن نیز علاقه دارند. این فعالیت‌های فردی آن‌ها شامل تخیل، نوشتن، نقاشی و ... می‌شود.

هنوز بر سر این موضوع که هوش و استعداد کودک ذاتی است یا از طریق تربیت و محیط به او منتقل می‌شود، بحث‌های بسیاری وجود دارد، اما با این حال این موضوع پذیرفته شده است که هر دو موضوع بر استعداد کودک تاثیرگذار است. هر کودکی در زمینه خاص توانمند است و شناسایی این موضوع در کودکان به هنر خانواده و والدین وابسته است.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1053
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
مواد غذایی كه ممكن است در شیرخوار زیر یك سال ایجاد حساسیت كنند: شیر گاو در تهیه فرنی، جوشاندن شیر مقدار مواد آلرژن موجود در شیر را كمتر می كند سفیده تخم مرغ انواع توت، كیوی، آلبالو، گیلاس و خربزه بادام زمینی...

مواد غذایی كه ممكن است در شیرخوار زیر یك سال ایجاد حساسیت كنند: شیر گاو در تهیه فرنی، جوشاندن شیر مقدار مواد آلرژن موجود در شیر را كمتر می كند سفیده تخم مرغ انواع توت، كیوی، آلبالو، گیلاس و خربزه بادام زمینی...

مواد غذایی كه در دوره شیرخواری مجاز نیست و ممكن است باعث خفگی شیرخوار شود:

* دانه كشمش

* دانه انگور

* ذرت

* تكه های سوسیس

* آجیل

* تكه های سفت و خام سبزی ها مثل هویج و ...

* تكه های گوشت

مواد غذایی كه ممكن است مشكلات دیگری ایجاد نمایند:

* قهوه یا چای پررنگ: سبب بی قراری كودك می شود.

* عسل: باعث مسمومیت می شود بوتولیسم ولی استفاده از عسل پاستوریزه اشكالی ندارد.

به طور كلی تا پیش از پایان یك سالگی مصرف مواد زیر برای كودك توصیه نمی شود:

عسل غیر پاستوریزه، شیر پاستوریزه، پنیر، سفیده تخم مرغ، شكلات، میگو، بادام زمینی، فلفل و ادویه جات، ترشی ها، نمك، نوشابه های گازدار، آب میوه های صنعتی، از میوه ها خربزه، كیوی، انواع توت (توت سفید، توت فرنگی، شاه توت، تمشك)، آلبالو، گیلاس، از حبوبات لپه و نخود، از گروه سبزی ها اسفناج و كلم.

در تهیه غذای كمكی، ارجحیت با غذای خانگی است یا غذای كمكی تجاری؟

غذای كمكی خانگی كه در خانه تهیه می شود بر آنچه كه به صورت تجاری و در قوطی های آماده در دسترس خانواده ها قرار می گیرد ارجحیت دارد زیرا اگر چه غذاهای كمكی تجاری مزایایی دارند از جمله:

* تا زمانی كه در قوطی باز نشده است تمیز و بهداشتی هستند.

* تهیه كردنشان آسان است.

* بیشتر كودكان طعم آنها را دوست دارند.

* بعضی از آنها نیز مخلوط بسیار خوبی از مواد مغذی هستند.

ولی مضراتی نیز دارند كه به آنها اشاره می شود:

* خیلی گران هستند و در مقایسه با هزینه غذای كمكی كه در خانه تهیه می شود قابل مقایسه نیستند.

* ممكن است در آب سرد نجوشیده حل شوند لذا در مناطقی كه آب آلوده است احتمال بیماری زیاد تر خواهد شد.

* اكثر اوقات برای نگهداری آنها موادی اضافه می كنند كه برای شیر خوار مناسب نیست.

* نحوه نگهداری آنها در كشتی، گمرك، انبارهاو مغازه ها نامعلوم است.

* طعم آن با طعم غذاهای خانواده متفاوت است و در سفره هیچ خانواده­ای غذای كمكی تجاری دیده نمی شود.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1032
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
مسئولیت پذیری همان واژه ای است که وقتی در عمل رنگ و لعاب می گیرد تحولات بی شماری را رقم می زند.

مسئولیت پذیری همان واژه ای است که وقتی در عمل رنگ و لعاب می گیرد تحولات بی شماری را رقم می زند. همان فاکتور مهمی که از یک انسان، موجودی قابل احترام، وارسته و شایسته می سازد.

اگر سعی و تلاش شود تا فرزندان را از همان کودکی به این فاکتور انسانی مجهز کرد، می توان امید داشت که در آینده ای نه چندان دور شمار زیادی از انسانهای فرهیخته و شایسته احترام، لحظه های به یاد ماندنی را رقم بزنند.

متأسفانه این تلاش راه به سوی بیراهه دارد و والدین با اشتباهاتی که به زعم خودشان از سر مهربانی و دلسوزی انجام می شود مسئولیت پذیری را از فرزندان شان سلب می کنند و شاید در لحظه به آنها احساس خوبی را منتقل کنند، اما آینده شان را خدشه دار می کنند و آنها را از لمس لحظه های زیبای زندگی باز می دارند. دکتر رمضانی روان شناس بالینی و مدرس دانشگاه این موضوع مهم، اساسی و زندگی ساز را به کندوکاو نشسته است.

پیام هستی
درک معنای زندگی و آگاهی پیدا کردن از هدف زیستن، رفتار و روش تربیت درست را به افراد می آموزد. آسمان و زمین و آنچه در آنها وجود دارد بیهوده آفریده نشده است. به عقیده دکتر رمضانی، این پیام مطمئناً به معنای زندگی اشاره دارد معنایی که هدف و مسئولیت مهمی را مد نظر دارد و راهی نفسگیر را پیش پای هر یک از ما قرار می دهد. راهی که کسی یا چیزی جز انسان وارسته و تربیت شده پای پیمودن آن را ندارد. بنابراین هر یک از ما به عنوان انسان هایی مسئولیت پذیر باید آماده پیمودن این راه باشیم و فرزندان خود را چنان تربیت کنیم که آماده رفتن و پذیرش مسئولیت و رشد یافتگی باشند.

دکتر رمضانی در ادامه به منظور بررسی شرایط فعلی به سؤال هایی از این دست اشاره کرد که «آیا آمادگی پذیرش مسئولیت های مهمی را در زندگی داریم؟»، «آیا به گونه ای تربیت شده ایم تا شاهدی منفعل بر رویدادهای اطراف خود نباشیم؟»، «آیا مایلیم انگیزه مندانه مسئولیت بپذیریم و بازیگری فعال و سرنوشت ساز در زندگی خود باشیم و راه زندگی را پر انرژی ولی نه خودخواهانه به پیش بریم؟»

از منظر وی پاسخ به این پرسش ها بشدت بستگی به نوع و روش تربیت دارد. به همین منظور والدین باید بکوشند تا زمینه رشد و مسئولیت پذیری فرزندان و رویارویی مناسب آنها با چالش های پیش روی شان را فراهم کنند تا پایه های رشد و بلوغ فکری و عاطفی در آنها ساماندهی شود.

درس طبیعت
به روشنی مشخص است روش تفویض مسئولیت به فرزندان و رویارویی آنها با چالش ها به طور مستقیم بر افزایش ظرفیت مسئولیت پذیری و مستقل زیستن، شکوفایی اعتماد به نفس و تقویت عزت نفس شان تأثیر گذاشته و به ایجاد شخصیتی سالم و منسجم در آنها می انجامد.

به گفته این روان شناس بالینی، درسی که طبیعت برای مسئولیت پذیری ارائه می کند شاید بهترین پیام از نوع خود باشد. والدین می توانند با الگو گرفتن از طبیعت به عوض دلسوزی های نابجا که بیشتر برای تثبیت نقش خود به عنوان والدینی دلسوز و مهربان ارائه می شود، نیم نگاهی به تبعات منفی این خیرخواهی ها و محبت های بیش از حد نیاز داشته باشند و هوشمندانه زمینه رشد و مسئولیت پذیری فرزندان را فراهم کنند.

وی در همین راستا داستان زیر را بیانگر تحول و تکامل همه جانبه هریک از ما می داند؛ زمانی که سعی داریم در جهت استقلال و رشد در مراحل ابتدایی زندگی گامی برداریم.

داستان از آنجا شروع می شود که کرمی برای رسیدن به آرزویی دست به کار می شود. کرم شروع به تنیدن می کند و آنقدر تار می تند که از تلاشش پیله ای شکل می گیرد. کرم در خلوت خود راهی را که باید طی می کرد پشت سر می گذارد البته کسی نمی دانست که درون پیله کرم ابریشم چه خبر است ولی آنچه مسلم بود خبر از تحولی عظیم می داد. کرم به اندازه کافی در پیله به سر برده بود که دگردیسی خود را تقریباً به انتها برساند. برای تولدی دوباره، پیله ای به دور خود تنیده و زمان لازم را طی کرده بود تا از کرم بودن رها شود و به جای خزیدن به روی زمین، پروانه باشد و در آسمان پرواز کند. در این مرحله از زندگیش قصد داشت تا مسئولیت خطیری را که طبیعت برایش رقم زده بود با موفقیت به انجام برساند. بدون آنکه به چیزی بیندیشد تلاش می کرد تا خود را از آن جایگاه بالا بکشد. کرم تلاش کردن را می دانست ولی در آن مرحله توانایی پرواز نداشت. غریزه چالشی را برایش برنامه ریزی کرده بود تا با تلاشی طاقت فرسا و بدون آنکه ناکام و سرخورده شود این مرحله را پشت سر گذارد.

مرز مسئولیت پذیری
بخوبی مشخص است که لازمه پرواز، داشتن بال هایی قوی و نیرومند است ولی طبیعت در دل خود این تمرین را برای تبدیل شدن کرم به پروانه قرار داده بود. دکتر رمضانی با بیان این جمله افزود: حال تصور کنیم فردی از همه جا بی خبر با دلی آکنده از مهر و محبت و چشمانی افتاده تقلای بچه پروانه را روی میز دنبال می کرد. می دید که چگونه سعی داشت خود را از مهلکه بیرون بکشد و پرواز کند. پروانه را موجودی اسیر می دید که در تلاش برای رهایی و آزادی است. پس قیچی کوچکی برمی دارد و پیله را می شکافد تا پروانه را آزاد کند.

پروانه بدون تلاش لازم از پیله بیرون می جهد و او از این عمل محبت آمیز خود شاد و مغرور می شود. پروانه از هزار توی لانه به راحتی بیرون می خزد، بدنش متورم و بال های کوچکش چروکیده بود. هنوز آب بدنش تحلیل نرفته و بال هایش کشیده نشده بود. در یک کلام پروانه ای که تلاش لازم را برای بیرون آمدن از پیله خود به خرج نداده بود آمادگی پرواز نداشت و پرواز را نمی دانست. می بایستی تلاش کردن، مسئولیت پذیری، صبر و استقامت، انعطاف پذیری، اعتماد به نفس، عزت نفس و لذت پیروزی را درک و همراه با این رخدادها رشد می کرد.

شماتت و سرزنش سودی نداشت. آن فرد با دلسوزی های نابجا سبب پدیده ناخواسته ای شده بود که می توانست چیزی به جز آن باشد.

فرزندان ما نیز برای رشد و مسئولیت پذیری و آموختن وظیفه شناسی و پاسخگویی و حتی تحمل فشارهای روحی روانی در آینده باید تمرینات لازم را پشت سربگذارند تا بتوانند تلاش کردن، پایداری، استقامت، انعطاف پذیری، استقلال، رویارویی با شرایط نو و دشوار و لذت بردن از پیروزی را بیاموزند و فرایند تفکر و تعامل و خلاقیت خود را به شکوفایی برسانند و به بلوغ عاطفی و ذهنی دست پیدا کنند.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1034
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()