نوشته شده توسط : ali
عامل اصلی بیماری تب روماتیسمی، میکروب استرپتوکوک است که که به دنبال یک سرماخوردگی ساده میکروبی بوجود می‌آید.

 عامل اصلی بیماری تب روماتیسمی، میکروب استرپتوکوک است که که به دنبال یک سرماخوردگی ساده میکروبی بوجود می‌آید. این میکروب با گذشت زمان، عارضه خود را نشان می دهد. تب روماتیسمی باعث بیماری دریچه آئورت و میترال قلب می شود.
بیماری تب رماتیسمی معمولا بعد از گلودردهای چرکی درمان نشده ایجاد می شود.
بزرگ ترین علامت بیماری تب روماتیسمی همان تب است که به دنبال گلودرد چرکی به وجود می‌آید.

 به دنبال سرماخوردگی، میکروب در داخل حلق باقی می‌ماند که با ایجاد گلودرد چرکی، عفونت را وارد حلق می‌کند که اگر این عفونت درمان نشود و فرد آنتی‌بیوتیک مصرف نکند و یا پنی‌ سیلین تزریق نشود، عفونت حاصله می‌تواند منجر به تب روماتیسمی شود.
 تب رماتیسمی در تمامی سنین می تواند اتفاق بیفتد، اما بیشتر کودکان پنج تا پانزده سال را گرفتار می کند.
 
خوشبختانه تمام موارد گلو درد چرکی استرپتوکوکی سبب تب رماتیسمی نمی شوند، اما اگر چنین اتفاقی بیفتد حدود 2 تا 4 هفته بعد از گلودرد چرکی ایجاد خواهد شد.
 تب رماتیسمی مسری نیست، اما میکروب استرپتوکوک که از طریق تنفس و عطسه و سرفه در هوا پخش می شود، قابل انتقال و سرایت به دیگران است، بنابراین گلودرد چرکی استرپتوکوکی مسری است، اما بیماری تب رماتیسمی قابلیت سرایت به دیگران را ندارد.
 می توان از ایجاد تب رماتیسمی پیشگیری کرد، یعنی اگر گلو درد استرپتوکوکی به خوبی و کامل درمان شود، تب رماتیسمی قابل پیشگیری است.
 این میکروب می‌تواند داخل قلب، مفاصل و پوست شود و باعث درگیری‌های قلبی، مفصلی و پوستی توام با تب شود.

بعد از اینکه میکروب موجود در حلق، مفاصل را درگیر کرد، فرد هنگام بیدار شدن از خواب، متوجه می‌شود که قادر به راه رفتن نیست، چرا که یک یا چند مفصل در اثر سم حاصل از این میکروب دچار ورم و آرتریت می‌شود که اگر این التهاب نیز درمان نشود، در نهایت درگیری مفصلی به قلب شخص می‌ریزد و باعث ناراحتی قلبی می‌شود.
تب رماتیسمی در ناحیه مفصل، مفاصل بزرگی مانند زانو، مچ دست و مچ پا را درگیر می‌کند.
 بیماری تب رماتیسمی همیشه قلب را گرفتار نمی کند، اما در صورت گرفتاری قلب، ممکن است ضایعات ایجاد شده از بین بروند و یا برای همیشه باقی بمانند.
هنگامی که تب رماتیسمی سبب آسیب دایمی قلب شود، این حالت را بیماری رماتیسم قلبی می گویند.

 ‌بیماری رماتیسم قلبی نتیجه آثار باقیمانده از التهاب دریچه های قلبی در اثر تب رماتیسمی است که سبب بروز تنگی یا نارسایی و یا هر دو حالت در دریچه های قلبی می شود و دریچه های میترال و آئورت بیش از همه مبتلا شده و گاهی حتی تمام لایه های قلب درگیر می شود

  در مواردی که لایه عضلانی قلب گرفتار شود، نارسایی قلبی جدی ترین تظاهر بیماری رماتیسم قلبی می باشد که در اغلب موارد خفیف است.
 در 5 تا 10 درصد موارد، التهاب در پرده دور قلب یا پریکارد وجود دارد که از علایم آن درد قفسه سینه است که با تنفس عمیق شدت پیدا می کند.
 بیماران رماتیسم قلبی در معرض خطر عفونت دریچه های قلبشان هستند که این عفونت را آندوکاردیت عفونی گویند که پیشگیری از آن مستلزم رعایت کامل بهداشت دهان و دندان،

استفاده از آنتی بیوتیک ها قبل و بعد از اقداماتی مانند کشیدن دندان و موارد دیگر دندانپزشکی و یا برخی اقدامات جراحی است، زیرا در این موارد احتمال ورود میکروب به جریان خون و گرفتار کردن دریچه های قلبی وجود دارد. البته این نوع آنتی بیوتیک ها با ‌آن هایی که در مورد پیشگیری از عود مجدد تب روماتیسمی به کار می روند تفاوت دارند و به توصیه پزشک باید مصرف شود.
گلو درد چرکی چند علامت شایع دارد، مانند شروع ناگهانی گلودرد که هنگام بلع غذا اتفاق می افتد.‌ این علایم همراه با تب، بزرگی و حساسیت غده موجود در زیر فک است و در برخی کودکان علائم ممکن است خفیف باشد و باید کودک سریعا نزد پزشک برده شود.

 گاهی آزمایشاتی مانند کشت گلو برای اثبات گلو درد ناشی از عفونت استرپتوکوکی باید انجام شود، پس تشخیص گلودرد چرکی استرپتوکوکی به عهده پزشک است.
هر فردی می تواند بیش از یک بار گرفتار به تب رماتیسمی شود و در حقیقت کودکی که یک بار سابقه تب رماتیسمی داشته،‌ برای ایجاد حملات بعدی تب رماتیسمی مستعد تر است. بنابراین باید به دستورات پزشک عمل شود و به عنوان پیشگیری از آنتی بیوتیک هایی با اثر طولانی مدت به طور مرتب استفاده کرد که نوع آنتی بیوتیک تجویزی برعهده پزشک متخصص است.
 هیچ دارویی برای درمان قطعی تب رماتیسمی وجود ندارد.

 یک حمله تب رماتیسمی ممکن است پس از چند هفته یا چند ماه فروکش کند، اما آسیب های وارده به قلب امکان دارد برای همیشه باقی بماند. به همین دلیل است که پیشگیری از تب رماتیسمی دارای اهمیت بسیاری است.

 بیماری تب رماتیسمی ارثی نیست و شرایط محیطی مانند محیط های شلوغ و پرجمعیت می تواند احتمال سرایت عفونت استرپتوکوکی را به دیگران افزایش دهد.
به طور معمول پس از ابتلای دریچه های قلبی به تب حاد روماتیسمی چند سال طول می کشد تا تغییرات ایجاد شده در دریچه های قلب به حدی برسند که ایجاد ناراحتی برای بیمار کند.
 ناراحتی های ایجاد شده توسط بیماری های دریچه های قلب بر حسب نوع ضایعه ایجاد شده (تنگی یا نارسایی) یا نوع دریچه گرفتار متفاوت است.
 به طور کلی علایمی از قبیل تنگی نفس هنگام فعالیت، تپش قلب، درد قلب و حالت سنگینی در ناحیه قلب، احساس خستگی زودرس، درد قفسه سینه، تنگی نفس هنگام خوابیدن، سرگیجه، سنکوپ و ورم پاها ایجاد خواهد شد.

در برخی موارد بیمار ممکن است دچار سکته مغزی شده و قسمتی از بدنش فلج شود. شدت علایم فوق در موارد بسیاری بستگی به بیماری دریچه ای ایجاد شده دارد.
 آسیب های که بر روی دریچه های قلبی ایجاد می شود دایمی بوده و برگشت پذیر نیستند، اما علایم و ناراحتی های ناشی از این بیماری ها را می توان به وسیله دارو، جراحی های ترمیمی و یا تعویض دریچه های قلبی با استفاده از بالون کاهش داد که باید با صلاحدید متخصص انجام شود.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1059
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
به کلاس یوگای نوزاد که تمرینات دست و پا را پوشش می‌دهد، خوش آمدید. به یاد داشته باشید، یوگا داشتن تفریح با نوزاد همراه با تشویق رشد و توسعه سالم مغز، هماهنگی و آرامش است.

به کلاس یوگای نوزاد که تمرینات دست و پا را پوشش می‌دهد، خوش آمدید. به یاد داشته باشید، یوگا داشتن تفریح با نوزاد همراه با تشویق رشد و توسعه سالم مغز، هماهنگی و آرامش است و در کل افزون بر ورزش، زمانی برای ارتباط با نوزاد است.

در حالت ایده آل، آهنگ در تمام تمرینات یوگای کودک استفاده می‌شود تا به شرکت نمودن کودک در تمرینات و جلب توجه او کمک کند. ما در اینجا برخی از آهنگ‌های زیر را پیشنهاد کرده‌ایم، اما شما می‌توانید هر چه که می‌خواهید و خود یا نوزاد‌تان با آن آشنایی بیشتری را دارید، بخوانید.

زمانی را انتخاب کنید که هر دوی‌تان آرام هستید و هیچ چیز که حواس نوزاد را پرت کند، وجود ندارد. شاید قبل یا بعد از حمام، بعد از چرت زدن روزانه نوزاد یا یک ساعت بعد از تغذیه، زمان مناسبی باشد.

این تمرینات برای نوزادانی مناسب‌ هستند که بیش از 12 هفته سن دارند و در چک آپ پزشک دارای هیچ گونه مشکلی نبوده‌اند؛ همچنین کنترل کامل روی سرشان دارند و هیچ‌گونه مشکل مربوط به لگن (مشکوک) و هیچ گونه مشکل بهداشتی، پزشکی یا فیزیکی ندارند.
باز و بسته کردن دست‌ها

یک حرکت فعال یوگا برای باز کردن ناحیه سینه که به نوزاد‌تان اجازه می‌دهد به اکتشاف دست و بازو و حرکات آن‌ها بپردازد.

برای شروع:
* یک زیرانداز روی زمین پهن کنید و کودک خود را به پشت روی زمین قرار دهید. به چشمان نوزاد نگاه کرده و به آرامی دست او را نگه دارید و آن‌ها را به سمت مرکز قفسه سینه نوزاد بیاورید. سپس، با استفاده از آهنگ باز و بسته، اقدامات زیر را دنبال کنید:

* به آرامی دست‌ها را به سمت طرفین باز کرده و سپس آن‌ها را دوباره به سمت مرکز قفسه سینه آورده و ببندید.


* آن‌ها را باز و بسته کنید؛ حرکت بالا را تکرار کنید.


* حالا کمی کف بزن، کف بزن، کف بزن؛ دست نوزاد را به آرامی با هر بار بسته شدن به هم بزنید.


*  آن‌ها را باز و بسته کنید؛ حرکت بالا را تکرار کنید.


* حالا به بینی‌ات دست بزن، دست بزن، دست بزن؛ به آرامی با دست خود نوزاد بینی‌اش را لمس کنید.

مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1044
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
آهن یکی از مهم‌ترین مواد مغذی برای رشد کودک است که کمبود آن تأثیر سوئی بر سلامت وی گذاشته و به کم‌خونی ناشی از فقر آهن منجر می‌شود.

دکتر « بیدارپور» با اشاره به اینکه کم خونی ناشی از فقر آهن یکی از شایع‌ترین انواع سوءتغذیه موادمغذی در میان کودکان است، اظهار کرد: درمان نشدن فقر آهن در کودکان، باعث تأخیر رشد جسمی و ذهنی کودک می‌شود بنابراین ضروریست والدین بهترین منابع آهن را برای تأمین نیاز کودک بشناسند.

وی افزود: کودکی که به دنیا می‌آید تا چهار ماهگی می‌تواند از آهن موجود در شیر مادر یا شیرخشک استفاده کند تا این سن، آهن به میزان کافی به بدن کودک می‌رسد.

ایشان خاطرنشان کرد: از ماه چهارم به بعد کودک به آهن نیاز بیشتری دارد و شیرمادر یا شیرخشک به تنهایی آهن موردنیاز او را تأمین نمی‌کند. بنابراین مکمل آهن به کودک خورانده می‌شود که باید جایگاه خاصی در غذای کمکی کودک داشته باشد.

دکتر بیدارپور یادآور شد: متأسفانه گاهی مادر به‌علت تصورات اشتباهی مثل خراب شدن دندان، از دادن قطره آهن به کودک خودداری کرده و کودک را با خطر کم خونی فقر آهن مواجه می‌کند.

وی تصریح کرد: کودکان نارس و آن دسته که زودتر از موعد به دنیا آمده‌اند، نوزادانی که پیش از یک ماهگی از شیر گاو استفاده کرده‌اند، نوزادانی که از شیرخشک تقویت نشده با آهن استفاده کرده‌اند، نوزادانی که پس از شش ماهگی مکمل آهن دریافت نکرده‌اند و کودکان یک تا پنج ساله‌ای که در روز بیش از ۷۱۰میلی‌لیتر شیر گاو، شیر بز یا شیر سویا مصرف می‌کنند، از نظر فقر آهن در گروه پرخطر هستند.

ایشان گفت: هم‌چنین کودکانی که مادران آنها به‌هنگام بارداری کم خونی فقر آهن داشته‌اند، کودکان مبتلا به عفونت‌های ریوی در زمستان و عفونت‌های گوارشی در فصل تابستان و کودکانی که مبتلا به کمبود ریزمغذی ویتامین A و D هستند باید از نظر کم‌خونی فقر آهن بررسی شوند.

بیدارپور افزود: طبق نتایج تحقیقات، کودکانی که آهن کافی دریافت نمی‌کنند در سنین مدرسه یادگیری ضعیفی دارند و زودتر خسته می‌شوند در حالی که کودکانی که آهن کافی دریافت می‌کنند، قادرند زودتر مواد درسی را بیاموزند و کمتر دچارخستگی می‌شوند.

وی ناخن‌های قاشقی و اختلال بلع از جمله علائم فقر آهن شدید در کودک است اما خستگی یا ضعف، پوست رنگ پریده، بی‌اشتهایی، کوتاهی نفس، التهاب زبان، دشواری حفظ دمای بدن، افزایش احتمال بروز عفونت، ضربان قلب نامنظم، مشکلات رفتاری و ولع غیرمعمول نسبت به مواد غیرتغذیه‌ای مانند یخ، خاک یا نشاسته خالص نیز جزو علایم بارز این عارضه است.

ایشان خاطرنشان کرد: آهن موجود در شیر مادر آسان‌تر از آهن موجود در شیر خشک جذب می‌شود و اگر امکان تغذیه با شیر مادر وجود ندارد، باید از شیر خشک‌های غنی شده با آهن استفاده کرد، شیر گاو منبع خوبی از آهن برای کودک نیست و در اطفال کمتر از یکسال توصیه نمی‌شود.

بیدارپور یادآور شد: در کودکان بزرگ‌تر بهترین منابع آهن در زرده‌ی تخم مرغ، گوشت قرمز، جوجه، ماهی، حبوبات و سبزی با برگ‌های تیره نهفته است، برای جذب بهتر آهن نیز می‌توان از طالبی، توت‌فرنگی، آلو، کیوی و کلم بروکلی که سرشار از ویتامین C است، استفاده کرد.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1079
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
یک متخصص کودکان با تاکید بر اینکه مصرف صبحانه به کودکان کمک می‌کند تا فراگیری بهتر، توجه، فعالیت و تحرک بیشتری داشته باشند.


یک متخصص کودکان با تاکید بر اینکه مصرف صبحانه به کودکان کمک می‌کند تا فراگیری بهتر، توجه، فعالیت و تحرک بیشتری داشته باشند و این باعث نشاط در کودکان می‌شود، گفت: 26 درصد کودکان به علت استرس برای رفتن به مدرسه، صبحانه نمی‌خورند.

 دکتر اکبر کوشانفر گفت: آزمون‌های به عمل آمده از کودکان در سنین مختلف نشان می‌دهد آن دسته از کودکانی که صبحانه را از رژیم غذایی خود حذف می‌کنند در انجام تست‌ها خطای بیشتری دارند. همچنین میزان تحریک‌پذیری، شناخت، قدرت حافظه و یادآوری آنها نیز کاهش می‌یابد.

این متخصص کودکان یادآور شد: صبحانه ‌گریزی در کودکان بویژه در سنین 4 تا 8 سال مساله شایعی است که نیازمند بررسی و علت‌یابی است. به علت اهمیت این موضوع مطالعه‌ای روی کودکان این محدوده سنی انجام شده است که هدف آن بررسی و یافتن علل صبحانه گریزی در کودکان و ارائه راه‌حل‌های عملی در جهت جلوگیری از این رفتار بوده است.

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی افراد مورد بررسی در این مطالعه را کودکان 4 تا 8 ساله‌ای خواند که حداقل یک بار به بیمارستان مفید مراجعه کرده بودند. به این ترتیب عادت تغذیه‌ای در این افراد در مواقع سلامت کامل، در چهار فصل سال و همچنین در فصل شروع مدرسه مورد بررسی قرار گرفت.

وی گفت: نتایج این تحقیق نشان داد در مجموع اطفال بررسی شده 57 درصد صبحانه نمی‌خورند که از این میان 53 درصد پسر و 47 درصد دختر بودند و بیشتر در دو سن خاص 5 و 8 سالگی قرار داشتند.

این متخصص کودکان افزود: در بررسی علل ترک صبحانه نیز این نتایج به دست آمد که 32 درصد از کودکان به علت بازیگوشی، 26 درصد به علت استرس برای رفتن به مدرسه، 23 درصد به علت تنها بودن کودک در هنگام صرف صبحانه و 19 درصد به علل نامعلوم صبحانه نمی‌خوردند.

کوشانفر گفت: با دقت در نتایج حاصل از این پژوهش و نیز گفت‌وگوی حضوری با خانواده‌های کودکان صبحانه گریز مشخص می‌شود که صبحانه گریزی قابل پیشگیری است و با تغییر در روش و رفتارها و تغییر در رژیم غذایی تصحیح می‌شود؛ چنانکه 33 درصد کودکان با تغییر در رژیم به مصرف صبحانه تمایل پیدا کردند.

وی خاطر نشان کرد: می‌توان با گنجاندن مواد غذایی متنوع جذاب و مورد علاقه کودکان در وعده صبحانه آنان را به صرف یک صبحانه کامل و سالم تشویق کرد.

کوشانفر با اشاره به کودکان مبتلا به مشکلات روانی و عاطفی، گفت: با مشاوره صحیح روانپزشکی و راه حل‌های کاربردی می‌توان این مشکل را از بین برد. شاغل بودن مادر و خروج زودهنگام از منزل تا حدودی روی میل به صبحانه در کودکان تاثیر دارد که باید با تغییر برنامه اصلاح شود.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1053
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
خردسالان از راه خیال پردازی و عمل کردن یاد می گیرند. آیا تا کنون دیده اید که فرزند تان یک سنگ را بردارد و با آن همانند یک ماشین بازی کند، یا با جنباندن لگویی، آن را یک آدم یا خرگوش فرض کند ؟

در این هنگام فرزند شما با حرکت، چیزی را به جای چیز دیگری وانمود می کند. اما روند وانمود سازی به همین سادگی که دیده می شود، نیست. فرآیند وانمود سازی سبب پرورش بسیاری از زمینه های بنیادی رشد کودک می شود.

بیشترکلاس های کودکستان ها و مهد کودک ها سالن نمایش مجهزی دارند. اختصاص جایی به نمایش برای کودکان، کاری هدفمند است. پژوهش ها نشان داده اند که بازی های وانمودی برای آن ها، امکان زندگی در دنیایی کوچک، با همان ویژگی های دنیای واقعی را فراهم می آورد و آن ها را به کاربرد مهارت هایی که آموخته اند، تشویق می کند. این امکان، همچنین زمینه را برای به کار بردن مهارت های شان در فعالیت های معنادار زندگی آماده می سازد.

برخی کارشناسان براین باورند که این فرآیند کاربردی، نه تنها در پیشرفت یک مهارت، بلکه در چگونگی بکارگیری آن در زندگی هم به کودک کمک می کند.

بازی های وانمودی به کسب مهارت های اجتماعی و عاطفی کمک می کنند

هنگامی که کودک شما در حال بازی وانمودی  است، به شکل فعال نقش های عاطفی و اجتماعی زندگی را تجربه می کند. او با بازی های جمعی می آموزد که چگونه نوبت را رعایت کند، چگونه به ترتیب، مسئولیت ها را تقسیم کند و خلاقانه به حل مشکل بپردازد. هنگامی که کودک شما شخصیت های مختلفی را وانمود سازی می کند، درحال  تجربه کردن "راه رفتن با کفش های دیگری است".

با کفش های دیگران راه رفتن" به دستیابی او به مهارت های مهم اخلاقی و همدلی یاری می رساند. برای خردسالان طبیعی است که دنیا را از دید خود و با محوریت خود ببیند. آن ها با کمک بازی های جمعی، کم کم احساسات دیگران را درک می کنند. وقتی کودک پی می برد که با وانمودسازی می تواند خود را به جای هر کس و هر چیزی بگذارد، اعتماد به نفس  پیدا می کند!

کودکان در سال های نخستین زندگی، تنها در حال درک کردن تفاوت میان واقعیت و تخیل هستند

بازی های خیالی و بازی کردن نقش شخصیت های آشنا (مانند اعضای خانواده) و شخصیت های افسانه ای یا ساختگی، سبب درونی شدن تفاوت مهم میان واقعیت و خیال در کودک می شود.

برای نمونه، کودک شما می تواند تفاوت بین مادر واقعی اش و مادری که بعضی وقت ها در بازی های کودکانه نقش او را بازی می کند، دریابد و این تجربه و دانش را در موقعیت های دیگر  نیز به کار برد.

بازی های وانمودی مهارت زبانی را پرورش می دهند
آیا تاکنون هنگامی که  کودک تان سرگرم بازی تخیلی یا بازی با اسباب بازی ها یا دوستانش است، به رفتار اوتوجه کرده اید؟ اگر پاسخ تان مثبت است، شاید بعضی واژگان یا عبارت هایی شنیده اید که هرگز فکر نمی کردید او آن هارا بلد بوده است. اغلب در بازی کودکان، واژگانی را که خودما به کار می بریم، از آن ها می شنویم. کودکان از پدر، مادر، و آموزگارشان  کاملا تقلید می کنند.

بازی وانمودی به کودک شما کمک می کند تا قدرت زبان را در یابد.  افزون بر این، کودکان با بازی وانمودی با دیگران، یاد می گیرند که می توانند از واژه ها همچون ابزاری برای بازسازی یک داستان یا سازمان دهی یک نمایش بهره بگیرند. این فرآیند به کودک تان امکان می دهد میان زبان نوشتاری و گفتاری ارتباط برقرار کند و به مهارتی  دست یابد که بعدها به او کمک خواهد کرد خواندن را یاد بگیرد.

کودکان همچنین در هنگام بازی های وانمودی، واژه نامه ی خود را می سازند. هنگامی که مشغول بازی وانمودی هستند، شما و آموزگارش می توانید آن ها را با واژه های مربوط به یک موضوع ویژه آشنا کنید.

برای نمونه، اگر کودک تان دوست دارد با دایناسورهای اسباب بازی، بازی کند، شما با اشاره به نام دایناسورهای گوناگون، به او کمک خواهید کرد به سرعت نام های بلند آن ها را یاد بگیرد.

بیشتر کودکان دوست دارند وانمود کنند کارهایی را که شما در خانه انجام می دهید، آن ها هم انجام می دهند. سعی کنید همیشه مجموعه ای ازنشریه ها، کتاب ها، کاغذ و مدادهایی برای بازی های نمایشی در خانه در دسترس داشته باشد.

به این ترتیب، کودک شما از مهارت های پیش نوشتاری و پیش خوانی برای تقلید موقعیت های واقعی در زندگی اش استفاده خواهد کرد. او می تواند برای عروسک ها و اسباب بازی هایش بخواند، نامه بنویسد، فهرست تهیه کند و حتی وانمود کند با تلفن اسباب بازی، پیام تلفنی می گیرد.

 بازی های وانمودی در کودک مهارت تفکرایجاد می کنند
بازی های وانمودی، مسئله های فراوان پیش روی کودکان می گذارند. هنگامی که  دو کودک می خواهند نقش یکسانی بازی کنند یا مواد مناسبی برای ساختن یک سقف برای خانه ی عروسکی بیابند، مهارت های تفکر شناختی ارزشمندی  را فرا می گیرند که در زندگی حال و آینده از آن ها استفاده خواهند کرد.

آیا کودک تان گاهی ازبازی های خشن لذت می برد؟ فوق العاده است! برخی پژوهشگران که در زمینه ی رشد مغزی در سال های اولیه ی رشد پژوهش می کنند، به تازگی به این نتیجه رسیده اند که این گونه بازی ها در رشد بخشی از مغز که کنترل رفتار را بر عهده دارد، موثرند.

بنابراین، به جای نگرانی از اینکه این بازی ها کودک شما را به خشونت تشویق می کنند، مطمئن شوید که در وضعیت  کنترل شده و امن، بازی خشن می تواند به کودک شما کمک کند تا مهارت های مورد نیاز کنترل برخود را برای اینکه بداند چگونه و چه زمانی این گونه بازی مناسب است، فرا بگیرد.

بازی های وانمودی، تفکر انتزاعی را تقویت می کنند، توانایی استفاده از ابزاری مانند بلوک های ساختمان سازی به عنوان نشانه ی  چیزی ( مانند تلفن) سطح بالایی از مهارت تفکر  به شمار می رود و در نهایت کودک شما را قادر خواهد ساخت تشخیص دهد که  اعداد ،بیانگر اندازه و مقدار،و ترکیبی  ازحروف ،نشانگر واژه هایی هستندکه به زبان می آورد، می شنود و می خواند.

پرورش تخیل
آیا کودک شما درگیر بازی های وانمودی می شود؟ برای ساختن دنیا ی فانتزی کودک خود، در یک جعبه یا گوشه ای از اتاق، چیزهایی را که کودک تان را به بازی های وانمودی بر می انگیزانند، قرار دهید. این جعبه یا گوشه ی اتاق ممکن است دارای:

سبد پلاستیکی بزرگ،جعبه ی مقوایی، جعبه ی خالی یا بزرگ برای ساختن خانه

لباس های کهنه ،کفش، کوله پشتی و کلاه

تلفن قدیمی،دفترچه تلفن های قدیمی و مجله های کهنه

ظرف  های آشپزی،ظرف های پلاستیکی غذا ،گل مصنوعی و دستمال سفره

حیوانات پارچه ای و عروسک هایی در اندازه های مختلف

تکه پارچه ،پتو ،ورقه های کهنه برای ساختن لباس یا قلعه

چیزهای مناسب برای  یک بازی وانمودی ویژه همچون "رفتن به سفر" ، از جمله کارت پستال، بلیت های استفاده شده ی هواپیما ،سکه های  خارجی ،عکس هایی برای تعطیلات

نوشت افزار برای نوشتن پیام های تلفنی، نوشتن یادداشت ها لیست خرید و... باشند.
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1015
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
حساسیت مرگبار biphasic را می توان یکی از عوامل مرگ هایی دردناک در کودکان دانست ولی در تحقیقاتی مشخص شده است که این حساسیت می تواند از طریقه نشانه های خاصی از پیش شناسایی شده و به این ترتیب می توان از مرگ کودکان جلوگیری کرد.


حساسیت biphasic، یکی از موارد مرگبار حساسیت است که در کودکان به صورت عمومی به مرگ منتهی می شود، این حساسیت می تواند در مدت زمان بسیار کوتاهی به مسدود شدن مجاری تنفسی کودک و در نهایت خفگی و مرگ او منتهی شود و در شرایطی که بجران این نوع از حساسیت به مرگ منتهی نگردد نیز بازهم ممکن است برای مدتی کوتاه تورم صورت به حدی باشد که حتی گشودن چشمان برای بیمار ممکن نباشد.

در تحقیقاتی که به تازگی دانشمندان در این باره انجام داده اند مشخص شده است که بیشتر بیمارانی با این بحران روبرو می شوند، مدتی پیش از شروع مرحله اصلی بیماری با نشانه های مختصر و موقتی این بیماری روبرو می گردند. به این ترتیب مشخص شده است که می توان با جدی گرفتن این نشانه های زودگذر در بیمارانی که به حساسیت biphasic دچار می شوند، به خصوص در کودکان از مرگ جلوگیری به عمل آورد.

در تحقیقات این دانشمندان از یک جامعه آماری متشکل از 484 بیمار استفاده شده است و مشخص شده است که 15 درصد از این بیماران به حساسیت biphasic دچار شده و از میان این جمعیت، دو سوم افراد در بازه زمانی 6 ساعت پیش از این حساسیت، نشانه های اولیه و کوتاه مدت مشابه با biphasic را از خود نشان داده اند ولی پس از مدت بسیار کوتاهی این نشانه ها از بین رفته اند.

به این ترتیب مشخص شده است که جدی گرفتن این نشانه ها می تواند موجب شود تا خطر مرگ به میزان بسیار بالایی کاهش پیدا کند و به همین دلیل نیز تحقیقات به صورت متمرکز تری بر روی نشانه های پیش از وقوع biphasic متمرکز شده و در نهایت ضرورت ارائه فوریت های پزشکی در صورت بروز این نشانه ها به عنوان مهم ترین راهکار برای پیشگیری از مرگ بر اثر biphasic معرفی شد.

شایان ذکر است که این نشانه ها شامل وقوع حساسیت و تورم در نواحی صورت و به خصوص چشمان بوده ولی حتی سطح پیینی از این تورم و حساسیت نیز ممکن است در طول چند ساعت به biphasic منتهی شود و البته باید در نظر داشته باشید که رفع این نشانه ها به معنای عدم بازگشت مجدد آنها نخواهد بود و در بسیاری از موارد این نشانه ها در طول چند ساعت و با شدتی بسیار بالاتر بازخواهند گشت و به همین علت نیز این حساسیت با نام biphasic یا فاز به فاز شناخته می شود.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1039
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
سبک زندگی ناز پرورده در خانواده هایی وجود داردکه والدین به قدری شیفته فرزندان هستند که اجازه نمی دهند فرزندان به تنهایی از عهده کارهایی که توانایی اش را دارند.



احساس حقارت، ترس از قبول مسئولیت است که فرد را از انتخابِ هدف ها و روابط با جامعه و تلاش دسته جمعی باز می دارد و اگر آگاهانه به سوی تلاش برای برتر بودن هدایت شود، کمک می کند تا فرد برای داشتن یک زندگی کامل تر تلاش کند تا فراتر از آنچه که اکنون هست را تجربه نماید؛ ولی اگر اصلاح نشود و شدت یابد به عقده حقارت تبدیل می شود.

دکتر مينا پور فرخ روان شناس با بيان اين مطلب افزود: تربیت صحیح کودک اولین و اساسی ترین رکن سعادت فردی و اجتماعی است. این مسئولیت مهم در درجه اول به عهده والین است؛ چرا که عقده حقارت در همان سال های اولیه کودکی شکل گرفته و اثرات آن برای همیشه نمود خواهد کرد.

اين روان شناس در پاسخ به اين پرسش كه، چه عواملی در به وجود آمدن عقده حقارت نقش دارد؟

اظهاركرد: در خانواده هایی که شیوه های تربیتی با الگوهای پرخاشگری والدین و سخت گیری های زیاد همراه است؛ فرزندان همواره به دنبال محبت خواهی، قدرت طلبی، انتقام جویی و در مواردی حتی اعتراف به نارسایی و شکست خواهند بود. همچنین مقایسه کودکان با هم سن و سالانشان باعث ایجاد ضعف های روانی و اجتماعی و کاهش عزت نفس می شود. سبک زندگی هم از عوامل بسیار مهم در بروز این پدیده می باشد.

وي ادامه داد: سبک زندگی ناز پرورده در خانواده هایی وجود داردکه والدین به قدری شیفته فرزندان هستند که اجازه نمی دهند فرزندان به تنهایی از عهده کارهایی که توانایی اش را دارند برایند و همین امر باعث به وجود آمدن احساس بی کفایتی و تنبلی و کناره گیری از اجتماع در فرزندان می شود. همچنين کودکانی که با سبک زندگی سلطه گری والدین پرورش یافته اند به شدت احساس عجز و ناتوانی می کنند.


پور فرخ در ادامه بيان كرد:کودکانی که مورد بهره کشی قرار گرفته اند، کتک خورده اند و در خانواده ناديده گرفته شده اند در صدد انتقام از جامعه برآمده و پرخاشگر و سرد و ظالم به نظر می رسند یا به جهت مخالف آن، سبک منفعل- پرخاشگر می شوند و با بی تفاوتی خود نسبت به دیگران درصدد انتقام برمی آیند. همچنين کودکانی که با بی توجهی و بی تفاوتی بزرگ شده اند پیوسته آمادگی شکست و باخت را دارند و کناره گیر و منزوی شده و در تنهایی خود به این باور رسیده اند که برتر از آن هستم که به دیگران محتاج باشم چرا که دیگران را حقیر می بینند.

وي در پايان خاطرنشان كرد: آموزش سبک زندگی سالم و ایجاد علاقه اجتماعی و حس همدردی، نوع دوستی، همدلی و احترام مقابل باعث به وجود آمدن روابط سالم میان فردی و کاهش احساس حقارت می گردد.


 

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1045
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
افسردگی در کودکان می تواند علت های ژنتیکی، روان شناختی، زیستی یا محیطی داشته باشد.

«دختر من ساعت ها تنها در اتاقش می نشیند و با یک عروسک بازی می کند. وقتی مهمان داریم هم او کناری می نشیند و مودب و بی سروصدا تنها بازی می کند و با بچه های شیطان و پرسروصدا همبازی نمی شود... خدارو شکر که پسر نوجوان من اصلا اهل رفیق بازی نیست. اصلا با نوجوانان پرشر و شور همسن و سالش قرار نمی گذارد و بیرون نمی رود. ما گاهی به زور او را از خانه بیرون می فرستیم. پسرم هرگز با ما مخالفت و مشاجره نمی کند و خدا رو شکر هیچ مشکلی با او نداریم...» اینها برخی از جمله هایی هستند که گاهی از والدین می شنویم، والدینی که خسته از کارها و مشغله های روزانه، خانه ای ساکت و بی سروصدا را ترجیح می دهند، اما آیا واقعا رفتار کودکی که ساعت ها تنها در اتاقش می نشیند و یک کلمه صحبت نمی کند یا نوجوانی که در مورد هیچ چیز با والدینش جروبحث نمی کند و از خانه بیرون نمی رود، طبیعی است؟

تا چند سال پیش، بیشتر افراد تصور می کردند افسردگی صرفا بیماری بزرگسالان است و کودکان اصلا افسرده نمی شوند زیرا کودکی دوران شادی و بی مسئولیتی است ولی پزشکان می گویند حتی کودک زیر 2 سال نیز ممکن است افسرده شود.

با دکتر شهرام محمدخانی، دانشیار و روان شناس بالینی و عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی، درباره همین موضوع گفت و گو کرده ایم.

شیوع افسردگی در کودکان چقدر است؟

بین 2 تا 8 درصد از کودکان زیر 4 تا 18 ساله حداقل یک رویداد افسردگی بالینی را در زندگی خود تجربه می کنند. براساس مطالعه هایی که اخیرا انجام شده، معلوم شده است که 25درصد نوجوانان حداقل نشانه های خفیف افسردگی را در دوره ای از زندگی شان تجربه کرده اند؛ یعنی از هر 4 نفر، یک نفر. این شیوع قابل ملاحظه است که به توجه نیاز دارد اما متاسفانه چون مورد غفلت و بی توجهی قرار می گیرد، بسیار دیر تشخیص داده می شود.

اگر افسردگی در کودک و نوجوان دیر تشخیص داده شود یا اصلا تشخیص داده نشود، چه عواقبی دارد؟

افسردگی در کودکان مشکلات مختلفی ایجاد می کند. کودک افسرده از تعاملات اجتماعی با همسالان کناره گیری می کند، عزت نفس پایین، مهارت اجتماعی ضعیف و نگرش منفی به خود و زندگی و آینده دارد و این مسائل او را مستعد پیامدهای ناگوار می کند. اگر برای درمان کودک یا نوجوان افسرده اقدامی نشود، احتمال بروز اختلال های روانی دیگر مانند سوءمصرف مواد و خودکشی در بزرگسالی افزایش می یابد. حتی گاهی رفتارهای پرخطر ممکن است پاسخی به افسردگی زیربنایی در کودک و نوجوان باشد.

چرا افسردگی در کودکان دیر تشخیص داده می شود؟

شاید مهم ترین دلیل، ماهیت این بیماری باشد. همان طور که می دانید، اختلال های دوران کودکی 2 نوع هستند؛ درون ریز و برون ریز. اختلا های برون ریز مثل بیش فعالی به این علت که پرسروصدا هستند و والدین را به ستوه می آورند، زودتر تشخیص داده می شوند اما اختلال های درون ریز مانند افسردگی چون متمرکز بر درون فرد است و از درون او را رنج می دهند و برای اطرافیان آزاردهنده نیستند، دیرتر مورد توجه قرار می گیرند. حتی ممکن است اولیا و مربیان مدرسه این کودکان یا نوجوانان را به عنوان افراد سر به راه و آرام و بی آزار (به اصطلاح بچه مثبت) تشویق کنند و این خود یکی از عوامل تداوم بخش این بیماری خواهدشد. معمولا والدین کودک و نوجوان افسرده زمانی او را نزد مشاور می برند که دچار افت تحصیلی شدید، روابط اجتماعی مختل، نداشتن تمرکز و اختلال های خواب و خوراک شده اند زیرا این علائم در طولانی مدت، توجه والدین و گاهی معلمان را جلب می کند در حالی که کودک افسرده مدت ها درد و رنج ناشی از آن را متحمل شده است. اگر والدین و معلمان علائم افسردگی را بشناسند و به آن حساس باشند، خیلی زودتر برای درمان فرزندشان اقدام خواهندکرد و این درمان زودهنگام باعث پیشگیری از عواقب آتی می شود.

چرا و چگونه کودکان افسرده می شوند؟

افسردگی در کودکان می تواند علت های ژنتیکی، روان شناختی، زیستی یا محیطی داشته باشد. در صورتی که سابقه افسردگی در اقوام درجه اول کودک وجود داشته باشد، احتمالا زمینه افسردگی به علت اختلاف سطح هورمون ها و مواد بیوشیمیایی در بدن وجود دارد اما این به تنهایی برای ایجاد افسردگی کافی نیست چون همان طور که می دانیم همه افرادی که سابقه خانوادگی افسردگی دارند، الزاما افسرده نمی شوند و بروز علائم به عوامل روان شناختی فرد، رابطه والدین و کودک، باورهای کودک درباره خودش و دنیایی که در آن زندگی می کند و همین طور به حالت های روانی پدر و مادر بستگی دارد. والدین تحقیرکننده و مقایسه کننده، باور بدبودن و دوست داشتنی نبودن را در کودک به وجود می آورند و زمینه را برای افسردگی او در سال های آتی ایجاد می کنند. از دیگر عوامل خطرساز افسردگی در کودکان می توان به وقوع رویدادهای استرس زای زندگی، نداشتن مهارت های مقابله ای موثر و فضای خانوادگی نامناسب اشاره کرد. اما هر کودک و نوجوانی که به دلیلی برای چند روز خسته و بی حوصله است، افسرده نیست. برای اینکه به این اختلال شک کنیم، علائم باید شدید باشند و حداقل چند علامت از علائم ذکر شده، همزمان و حداقل به مدت 2 هفته وجود داشته باشند. تشخیص افسردگی کاری ظریف است که به مهارت و تجربه نیاز دارد.
16 نشانه افسردگی کودکان که باید والدین و معلمان به آنها توجه کنند

اگر والدین و اولیای مدرسه در کودک یا نوجوانشان این علائم را مشاهده کردند، باید او را برای بررسی بیشتر نزد روان شناس یا روان پزشک ببرند:

1-    دیگر از تفریحات و سرگرمی هایی که مورد علاقه اش بوده، لذت نمی برد.

2-    بیشتر اوقات روز را در غمگینی و ناراحتی و ناامیدی سر می کند.

3-    حوصله و انرژی قبل را برای انجام کارهایش ندارد

4-    دائم از دل درد، سردرد، تهوع و... شکایت می کند در حالی که براساس معاینه ها و بررسی های انجام شده هیچ مشکل جسمی ای ندارد.

5-    تمایلی به ارتباط با همسالان خود ندارد و تنهایی و گوشه گیری را ترجیح می دهد.

6-    پرخاشگر و تحریک پذیر است (درواقع پرخاشگری نقابی است که باعث پنهان ماندن افسردگی کودک پشت آن می شود.)

7-    درباره خودکشی صحبت می کند یا افکار مربوط به خودکشی دارد.

8-    اعتماد به نفسش کم است و نگرش منفی به خودش دارد.

9-    به همه چیز بی احساس است.

10-    تغییرات وزن مشهود و ناخواسته ای دارد.

11-    اختلال در خواب چه به صورت پرخوابی و چه به صورت کم خوابی او را آزار می دهد.

12-    مشکل افت تحصیلی و نداشتن تمرکز دارد.

13-    خستگی مداوم و انرژی تحلیل رفته زندگی او را مختل کرده است.

14-    احساس گناه دارد.

15-    افزایش حساسیت به خود و تمرکز بر ناتوانی هایش دارد.

16-    غیبت های مکرر از مدرسه دارد و تکالیف مدرسه اش را انجام نمی دهد.

 

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1026
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
انسان با توانايي‌هاي ذاتي بالقوه‌اي به دنيا مي‌آيد که در طول زندگي و گذر عمر، درصدي از اين توانايي‌ها بالفعل و توانايي‌هاي اکتسابي نيز به آن افزوده مي‌شود.

 

 وقتي کودک به دنيا مي‌آيد، کاملا ناتوان است، اما به تدريج هر کودکي علاقه‌مندي‌هاي خود را در رفتار خود بروز مي‌دهد.

ممکن است فرزند شما عاشق ورزش کردن باشد يا عاشق تعمير وسايل خانه يا اينکه هنر فوق‌العاده‌اي در حفظ اشعار تبليغاتي داشته باشد. تمام اين رفتارها و رفتارهاي ديگري که در ادامه درباره آنها صحبت خواهيم کرد، علامت و نشانه‌هايي است که والدين براساس آن مي‌توانند استعداد و علايق کودکان خود را کشف کنند و همين کشف استعداد مي‌تواند در امور مهم زندگي کودک ازجمله پر کردن اوقات فراغتش، انتخاب رشته تحصيلي مناسب و انتخاب شغل و حرفه به او و والدينش کمک کند .


-مهارت تفکر منطقي
کودکان برخوردار از تفکر منطقي به بازي‌هاي اعداد علاقه‌مند هستند. بعضي از آنها فکر مي‌کنند که روزي بزرگ‌ترين عدد دنيا را کشف کنند. درس رياضي براي آنها شيرين‌ترين درس است که بعدها جاي خود را به جبر و هندسه مي‌دهد.

برخي از ويژگي‌هاي اين کودکان در ادامه آورده مي‌شود:

۱ - معمولا در مورد نحوه کار ماشين‌آلات و دستگاه‌ها سوال مي‌کند.

۲ - واحدهاي سنجش مانند ميلي‌متر و ميکرومتر يا اعداد بزرگ مانند ميليون را به خوبي مي شناسد.

۳ - وقتي وسيله‌اي را تعمير مي کنيد با علاقه کنار شما مي‌ايستد.
۴ – درباره علت حوادث طبيعي مثل رعد و برق، برف و باران و ديگر پديده هاي فيزيکي زياد سوال مي‌کند.
5 - از اصطلاحات منطقي مانند بنابراين، علاوه بر اين يا اين طور نيست زياد استفاده مي‌کند.
6 - به رويدادهاي فيزيکي علاقه نشان مي‌دهد مثلا چرا لامپ خراب مي‌شود؟ چرا لامپ روشنايي مي‌دهد؟ و...
7 - طرز کار وسايلي مانند آبميوه‌گيري، جاروبرقي و دستگاه‌هاي برقي را به خوبي مي‌داند.

- استعداد ورزشي
ممکن است برخي والدين بگويند که فرزند ما خيلي پرجنب وجوش است و تحرک را دوست دارد، آيا اين کار به معناي اين است که کودک ما استعداد ورزشي دارد؟ بايد گفت کودکي استعداد ورزشي دارد که :

۱ - موفقيت‌هاي ورزشي او بالاتر ازميانگين معمول باشد و بتواند در برنامه‌هاي ورزشي منطبق با جديدترين استانداردهاي علمي ورزش بين‌المللي در گروه نوجوانان کسب موفقيت کند.
۲ - از تعادل جسمي خوبي برخوردار است مثلا خوب بالانس مي‌زند يا روي يک پا مي ايستد.
۳ - در يک پياده‌روي مي‌تواند مسافت زيادي را طي کند.
4- به ياد گرفتن ورزش‌هاي جديد علاقه نشان مي‌دهد.
۵- حرکات دراز و نشست و حرکات کششي مانند بارفيکس زدن را خوب انجام مي‌دهد.
6- دوست دارد در يک تيم ورزشي شرکت کند.

کودکی با مهارت‌هاي  فني میتواند با ايده‌هاي شخصي خودش کاردستي بسازد
 
- مهارت‌هاي علمي و فني
اگر کودکي داراي استعداد فني باشد کار کردن با آچار و ديگر ابزار براي او راحت است و مشکلات فني را مي تواند به راحتي برطرف کند. دقت به اين موضوع هم مهم است که حتي يک دندانپزشک، يک جراح، يک موسيقيدان، يک معمار و نقاش هم براي موفقيت در کارش بايد دست‌هاي پرتحرک و هنرمندي داشته باشد و نيازمند انگشت‌هايي ماهر و کارکشته است.

برخي ويژگي‌هاي اين کودکان شامل رفتارهاي زير است:

۱ - از کاردستي خوشش مي‌آيد.
۲ - مي‌تواند يک ميخ را با چکش بکوبد يا يک پيچ را با آچار سفت کند.
3 - به کار کردن با مواد مختلف مانند پارچه، چوب و کاغذ تمايل دارد.
4 - با ايده‌هاي شخصي خودش کاردستي مي‌سازد.
5 - از انجام تعميرات کوچک و کارهاي فني لذت مي‌برد. به کارهاي فني يا تعويض گلدان و... علاقه‌مند است.
6 - ايده‌هاي ابتکاري براي تزيين اتاقش دارد.
7 - وسايل به دردنخور را به قصد تعمير يا استفاده از قطعاتش نگه مي‌دارد.
8 - با علاقه به کارهاي ساختماني نگاه مي‌کند.
9 - براي تعمير وسايل مثلا يک اسباب بازي خراب ايده‌هاي جالبي دارد.


- مهارت تجسم فضايي
منظور از تجسم فضايي توانايي تصور سه بعدي اجسام و اشکال در ذهن و همچنين تجسم نقش‌ها و طرح‌هاي پيچيده در ذهن و ترسيم مجدد آنهاست. کودکاني که مهارت تجسم فضايي دارند مي‌توانند در مشاغلي مانند برنامه‌ريزي شهري، معماري، طراحي داخلي، ترسيم يا مدل تصويري مانند نقشه‌کشي، مهندسي ساختمان يا مهندسي الکترونيک موفق ‌شوند.

اين مهارت‌ها با رفتارهاي زير شناخته مي‌شود:

۱ - فاصله‌ها را خوب تخمين مي‌زند.
۲ - با نقشه و مقياس خوب کار مي‌کند.
۳ - رابطه بين فاصله و بزرگي اجسام را درک مي‌کند.
۴ - در يک اتاق تاريک با چشمان بسته به خوبي مي‌تواند مسير خود را انتخاب کند.
۵ - مي‌تواند يک نقشه از آپارتمان يا خانه‌تان را رسم کند.
۶ - اشياء موجود در اتاق را مي‌تواند از حفظ رسم کند.
7 - مي‌تواند تصوير يک مکعب يا اجسام سه بعدي را به خوبي رسم کند.
8 - مي‌تواند با رعايت نسبت و مقياس چيزي را نقاشي کند.
9 - از کلماتي که رابطه مکاني اشياء را نسبت به هم نشان مي‌دهد مانند زير، بالا، کنار و روبه‌رو به درستي استفاده مي‌کند.

کودکان برخوردار از تفکر منطقي به بازي‌هاي اعداد علاقه‌مند هستند

  - مهارت تعامل اجتماعي
منظور از توانمندي‌هاي اجتماعي و تعامل در جامعه، شناخت روحيه و احساسات دروني خود و ديگران و برخورد صحيح و متناسب با آن است. اين کودکان در مشاغلي که به خدمات اجتماعي مربوط مي‌شود مانند معلمي که به خوبي مي‌تواند مشکلات کودکان را حل کند و آنها را هنگام مشاجرات آرام کند، مشاوره، مددکاري اجتماعي و... مي‌توانند موفق باشند.

برخي از رفتارهاي زير نشانه‌اي از اين مهارت در کودکان است:

۱ - تعدادي دوستان خوب در مدرسه دارد.
۲ - صلح طلب و مسالمت‌جو است. اغلب از درگير شدن پرهيز مي‌کند.
۳ - بازي هاي دسته‌جمعي و تکاليف گروهي را دوست دارد.
۴ - تلاش مي‌کند دوستاني را که با هم دعوا کرده‌اند آشتي دهد.
۵ - با حيوانات و گياهان همدردي مي‌کند.
۶ - با ديگر انسان‌ها احساس تفاهم و همدلي دارد.
۷ - اسباب‌بازي‌هايش را با رغبت با ديگران تقسيم مي‌کند.
۸ - از هديه دادن لذت مي‌برد.

- مهارت گفتاري
اين دسته از کودکان مطالعه و صحبت کردن را دوست دارند، کاربرد کلمات را به خوبي مي‌دانند، زبان‌هاي بيگانه را نسبتا راحت‌تر ياد مي‌گيرند. احتمالا اين افراد در مشاغلي مانند مشاوره ، روزنامه‌نگاري، نويسندگي، مجري گري برنامه و ميزگردها، فروشندگي و... موفق خواهند شد.

برخي از رفتارهايي که اين ويژگي را نشان مي‌دهد به شرح زير است:

۱ - به داستان پردازي علاقه‌مند است.
۲ - به قصه‌گويي با بيان تجربيات خودش علاقه دارد.
۳ - به استفاده از کلمات جديد علاقه دارد.
۴ - معني کلماتي را که نمي‌داند مي‌پرسد.
5 - با کلمات بازي مي‌کند و سعي مي‌کند ترکيب‌هاي متفاوتي از کلمات بسازد. مثلا به جاي آبگرمکن مي‌‌گويد گرماب!

6 - ديکته‌اش به نسبت سنش خوب است.
7 - به نسبت سن خود گياهان و حيوانات را مي‌شناسد و مي‌تواند آنها را توصيف کند.
8 - مي‌تواند موضوعات پيچيده را خوب توضيح دهد.
9 - براي خود دفتر خاطرات دارد يا براي روزنامه مدرسه مطلب مي‌نويسد.

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1021
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()
نوشته شده توسط : ali
بروز خشم به خصوص در کودکان، هيجاني طبيعي و سالم است چرا که به کودک کمک مي کند که در مواقع بحراني از خودش محافظت کند.


  فاطمه شيبک، کارشناس ارشد روان شناسي - جيغ هاي بي وقفه، گريه هاي شديد و مشت و لگد زدن کودک به ديگران براي بعضي پدر و مادرها عادي شده است.

البته اين عادي شدن به معناي لذت بردن از اين اتفاقات نيست بلکه معمولا از بروز چنين رفتارهايي از طرف کودک شان در جمع خجالت هم مي کشند اما چون احساس مي کنند، چاره اي نيست و بايد تحمل کنند براي تغيير چنين رفتارهايي در کودک شان هيچ تلاشي نمي کنند.

خشم چالش برانگيزترين هيجان است

بروز خشم به خصوص در کودکان، هيجاني طبيعي و سالم است چرا که به کودک کمک مي کند که در مواقع بحراني از خودش محافظت کند پس نبايد از خشم کودکان ترسيد يا نسبت به آن موضع منفي گرفت و نسبت به سرکوب آن ها اقدام کرد.

خشم چنانچه در جاي مناسب و به شکل مناسب بروز پيدا کند مي تواند براي مثال، پاسخي به يک بي عدالتي در نظر گرفته شود؛ بنابراين فقط خشمي که با موقعيت تناسب نداشته باشد مشکل زاست و احتمالا احساس گناه و اضطراب را نيز در کودک ايجاد مي کند. خشم چالش بر انگيزترين هيجان براي کنترل محسوب مي شود که جز با حمايت و راهنمايي بزرگسالان درمورد کودکان رخ نمي دهد.

با 3 سطح خشم در کودک آشنا شويد

خشم در کودکان ناشي از ناکامي، غمگيني يا اضطراب است. در خور ذکر است که پا کوبيدن روي زمين نشان دهنده سطح پايين خشم، داد و فرياد کردن و پرت کردن اشيا نشان دهنده سطح متوسط خشم و جيغ زدن و لگد زدن به ديگران نشان دهنده سطح شديد خشم در کودک است.

مدت زماني که خشم ادامه دارد به شدت پريشاني و آشفتگي که کودک در آن موقعيت احساس مي کند، بستگي دارد. والديني که به احساسات کودک خود به درستي پاسخ مي دهند زمينه را براي تنظيم اين گونه هيجان هاي منفي فراهم مي آورند. حمايت از کودک و آموختن مهارت هاي کليدي حتي به کودکي که در گذشته فشار روحي زيادي را تحمل کرده است مي تواند به تعديل رفتار کودک با خودش و ديگران منجر شود.

ناآگاهانه کودک تان را به ابراز خشم تشويق نکنيد

متاسفانه بعضي والدين ناآگاه و آسان گير، کودک شان را به ابراز خشم تشويق مي کنند به طور مثال او را تشويق به فرياد کشيدن سر يک عروسک يا مشت زدن به بالش مي کنند. اين شيوه نه تنها راهکار مناسبي براي آرام سازي کودک نيست بلکه آن ها به طور غير مستقيم، تحکيم و تثبيت رفتارهاي پرخاشگرانه را به کودک خود آموزش مي دهند.

بي اعتنايي به خشم کودک شرايط را بدتر مي کند

يکي از عوامل تاثيرگذار در تنظيم هيجاني خشم کودکان، نوع واکنش والدين به خشم آن هاست. تنبيه، نداشتن همدلي و بي اعتنايي به خشم کودک باعث مي شود که وي اين هيجان را شديدتر تجربه کند؛ بنابراين والديني که گمان مي کنند با نشان دادن بي اعتنايي به خشم کودک مي توان شرايط را بهبود بخشيد، بايد بدانند که اين کار تنها احساس عصبانيت و تحقير را در کودک شان افزايش مي دهد.

راهکارهايي براي مديريت خشم کودک

زماني که کودک تان دچار خشم مي شود يعني به هر دليلي خشمگين و عصباني مي شود، مي توانيد از راهکارهايي که در ادامه مطرح مي شود براي مديريت هيجان منفي وي بهره ببريد.

به کودک تان بگوييد که دوستش داريد: هرچند وقت يک بار لازم است به کودک تان يادآوري کنيد که اگرچه گاهي اوقات عصباني مي شود ولي باز هم وي را دوست داريد. البته آن رفتار خاص او را نمي پسنديد و به وي کمک خواهيد کرد تا راه حل مناسبي براي حل مشکل اش بيابد.

با احساس کودک همدلي و همدردي کنيد: آرامش خود را حفظ کنيد و با کودک همدلي کنيد؛ به طور مثال از خودتان بپرسيد که کودکتان چه حسي دارد؟ و از شما چه مي خواهد؟ به وي بگوييد که «به نظر مي رسد که عصباني هستي، بايد درباره اين احساس ات بعدا با هم صحبت کنيم». گاهي کودک با نوازش شدن و در آغوش گرفته شدن يا نشستن بزرگسال در کنارش آرام مي شود. حتي مي توان از شوخي کردن براي آرام سازي کودک بهره برد. اين کار باعث مي شود که کودک حس کند او و احساساتش اهميت دارند.
به حرف هاي کودک گوش دهيد: کودکان تمايل دارند که درباره دليل خشم خود با شما صحبت کنند پس با بيان عباراتي چون «دوست دارم بشنوم که چرا عصباني هستي» وي را تشويق کنيد تا علت خشم اش را به زبان آورد. در اين مواقع تا پايان به حرف هايش گوش دهيد و از نصيحت خودداري کنيد. اين شيوه باعث مي شود که از مقدار خشم وي کاسته شود و فرصتي فراهم مي آيد تا کودک احساساتش را تجربه کند و بپذيرد. هنگامي که کودک به اندازه کافي آرام شد به او کمک کنيد تا بهترين راه حل را در آن موقعيت حدس بزند.
بين خشم و رفتار خشمگينانه کودک تمايز قائل شويد

وقتي کودک شما خشمگين است و شيء يا وسيله اي را پرت مي کند بايد بين رفتار نادرست و احساس خشم کودک تمايز قائل شويد. به اين صورت که با ملايمت و در عين حال قاطعانه به او بگو ييد که: «عصباني بودنت را مي فهمم ولي پرت کردن کار درستي نيست» يا « مي فهمم که ناراحتي ولي ناسزا گفتن شايسته نيست». سپس وقتي کودک کمي آرام تر شد بايد رفتار مناسب را در آن موقعيت به وي آموخت يا از وي بپرسيد که «به چه شکل هاي ديگري مي توانسته رفتار کند؟» در واقع به اين شکل مي توان به کودک آموخت که انتخاب کند که مي خواهد خشمگين شود يا خشمگين نشود.

خشم کودک را شبيه سازي کنيد

بعد از اين که کودک کمي آرام شد از وي بپرسيد که «چه احساسي مي کردي وقتي که ...؟» وآيا مي دانسته که در آن زمان خشمگين است؟ در بدنش مانند اعضاي صورت چه احساس هايي داشته؟و... توجه داشته باشيد که زبان در تنظيم هيجان، ابزاري اساسي است. از کودکان کم سن تر مي توان خواست تا خودشان را در حال عصبانيت نقاشي کنند.

راهبرد ديگري که در اين دسته مي گنجد اين است که با تعدادي عروسک، نمايشي ترتيب دهيم که خشم کودک را بازسازي مي کند و سپس از وي بخواهيم که به سوالات مذکور درباره خشم آن عروسک و رفتار وي به هنگام خشم پاسخ دهد و به طور واضح رفتارهاي مناسب و نامناسب در هنگام خشم را با کودک بررسي کنيد. براي اين کار مي توانيد از وي بپرسيد که « عروسکت چرا اين طوري رفتار کرد؟»يا «عروسکت چه کارهاي ديگري مي توانست انجام بدهد تا حالش بهتر شود؟».

با نشانه هاي غير کلامي کودک تان را تحسين کنيد

توجه داشته باشيد هنگامي که کودک رفتار مناسبي دارد، عکس العمل هاي غيرکلامي والدين نظير چشمک يا لبخند زدن، طوري که ديگران متوجه نشوند تحسيني موثر است به ويژه براي کودکاني که اضطراب دارند و به سرعت شکست را قبول مي کنند. تمامي اين راهبردها بايد به صورت روشن و مستقيم به کودک آموزش داده شود و به صورت عملي آن ها را تمرين کند تا در خزانه رفتاري وي تثبيت شود و فقط در اين صورت است که هنگام آشفتگي به خوبي قادر به کنترل هيجاناتش خواهد بود

 
مطالب مرتبط


:: بازدید از این مطلب : 1022
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 2 فروردين 1396 | نظرات ()